دانلود کتاب «فتوای مرگبار» کاری از «مرکز اسناد حقوق بشر ایران»

در اوائل مرداد ماه ۱۳۶۷، جمهوری اسلامی شروع به بازجویی ، شکنجه و اعدام شتاب زده هزاران زندانی سیاسی در سراسر کشور کرد که تا پاییز آن سال ادامه یافت. این کشتار دسته جمعی که به دقت طراحی شده و به صورت حساب شده و مخفیانه انجام شد، عملا بقایای مخالفین سیاسی رژیم خمینی که در آن هنگام رهبر ایران بود را از میان برداشت. اگر چه شمار دقیق قربانیان معلوم نیست، اما هزاران زندانی طی دورهای چند ماهه شکنجه و اعدام شدند. مرکز اسناد حقوق بشر در این کتاب به تشریح مسائل آن زمان پرداخته است.

کتاب را می‌توانید اینجا دانلود کنید.

«فتوای مرگبار» کاری از «مرکز اسناد حقوق بشر ایران»


بخش: اجتماعـی | چاپ چاپ | یک نظر
 



نظر برای “دانلود کتاب «فتوای مرگبار» کاری از «مرکز اسناد حقوق بشر ایران»”

  1. توسط دانلود کتاب (حقیقت ساده) نوشته: منیره برادران خسروشاهی در شهریور ۱۱, ۱۳۹۱ | پاسخ

    دانلود کتاب (حقیقت ساده) نوشته: منیره برادران خسروشاهی

    منیره برادران خسروشاهی (م – رها) در اسفندماه سال ۱۳۳۳ در شهر تبریز و در کوی مقصودیه حوالی خیابان شاهپور جنوبی ( ارتش جنوبی کنونی ) زاده شد. دبستان را در تبریز به پایان رساند. در سال ۱۳۴۵ و هنگامی که ۱۲ ساله بود خانواده اش به تهران کوچیدند. دبیرستان را در شهر تهران و دبیرستان دخترانه طبری به پایان رساند و سپس در دانشگاه تهران در رشته جامعه شناسی آموزش دانشگاهی را دنبال کرد. در خردادماه سال ۱۳۵۷ یعنی سال انتحار اسلامی از سوی نیروهای امنیتی رژیم پادشاهی دستگیر و به دو سال زندان محکوم شد اما پس از شش ماه زندان کشیدن با فروپاشی رژیم پادشاهی از زندان بیرون آمد. در بهار سال ۱۳۵۹ و پیش از برنامه چرند رژیم ولایت فقیه با نام انقلاب فرهنگی ( که بهتر است آن را انتحار فرهنگی بنامیم ) در رشته جامعه شناسی لیسانس گرفت. در مهرماه سال ۱۳۶۰ خودش و برادرش به نام مهدی برادران خسروشاهی دستگیر شدند. برادرش اعدام شد و خودش پس از شکنجه های فراوان در شکنجه گاه های رژیم ولایت فقیه در بیدادگاه انقلاب اسلامی تهران به سه سال زندان محکوم شد. پس از سه سال برای بار دوم در بیدادگاه انقلاب اسلامی تهران محاکمه شد و این بار به ده سال زندان محکوم شد. منیره سرانجام پس از نه سال در مهرماه سال ۱۳۶۹ از زندان های رژیم دژخیمان دوزخی آزاد شد و پس از شش ماه با سختی های فراوان به فرامرز و کشور آلمان رفت.

    منیره درباره برادرش نوشته است:

    شاید شما هم او را بشناسید. برادرم، مهدی برادران خسروشاهی را می گویم. در تبریز متولد شد، در محله مقصودیه. هم محله ای ها و هم مدرسه ای ها باید مهدی، آن پسرک بازیگوش را یادشان باشد. شاید اگر عکسش را ببینید یادتان بیاید. در دبستان رشدیه و بعد در دبیرستان فردوسی درس خواند. حتما از کتابفروشی شمس کتاب هم قرض می کرده است. از سال ۴۳ به بعد رد او را در تهران بگیرید. دانشجوی پلی تکنیک شد در رشته برق. یادتان هست؟ اهل کشتی و کوهنوردی هم بود. یک بار هم از کوه پرت شد و زخمی به خانه آمد. این که همه خوشحال بودیم بلائی سرش نیامده جای خود ولی من بیشتر از بقیه خوشحال بودم چون چند روزی در خانه ماند و گذاشت که من، خواهر کوچکش مراقبتش کنم.

    مهدی کارمند هم بود. کارمند شرکت تیدی که در چهار راه شاه بود. آن موقع هنوز «فروشگاه بزرگ» در آنجا دایر نشده بود. فروشگاه فردوسی هنوز بی رقیب بود. فکر کنم به طور نیمه وقت در بخش حسابداری آن شرکت کار می کرد. بعدها که فعالیت های سیاسیش بیشتر شده بود همین نیم وقت را هم نیمتر کرد ولی در دل کارکنان آن قدر جا داشت که کسی به روی خود نیاورد. رؤسا هم از آشنایان دور خانوادگی بودند. مهدی بود که کتاب خواندن را برایم اجباری کرد. این سختگیری محدود به خواندن نماند. مقرر کرده بود که بعد از خواندن هر کتاب نظرم را در باره اش بنویسم. یک جمله هم نمی توانستم بنویسم آن هم به زبان فارسی. آن قدر بهانه آوردم تا آخر سر رضایت داد که خلاصه کتاب و نظرم را به طور شفاهی بیان کنم. در مورد کتاب های صمد بهرنگی سختگیریش بیشتر بود.

    برایم معلم زندگی و مبارزه بود. این آخرین جمله ای بود که به او گفتم. روزی که در آن پائیز ۶۰ به اوین منتقل می شدیم. اینها را در «حقیقت ساده» نوشته ام و آنجا نوشته ام که در آن شب ۱۵ آذر ۶۰ ساعت ۸ و ۳۰ دقیقه در پشت بند ما که ۲۴۰ اوین بود کوهی از آهن یکجا فروریخت! آن صدای رگبار بود و بعد صدای تک تیرها بود، شمردیم تا ۸۶ اما داشتم از زندگی مهدی می نوشتم که شب ۱۵ آذر یک باره آمد و نشست در لابلای یادها. مهدی ۳۶ سال زندگی کرد. به انسان ها عشق ورزید، عاشق شد، سر به سر همه گذاشت، خندید، اشک هم ریخت، گریه اش را در مرگ پدر و بعد مرگ مادر دیدم. مبارزه کرد، وقتی در شهریور ۵۰ دستگیر شد، از اعضای سازمان مجاهدین خلق بود ولی بعدها در زندان به مارکسیسم گروید. هفت سال و پنج ماه در زندان بود.

    همبندی هایش در زندان های تهران و عادل آباد شیراز او را به یاد دارند. محکوم به حبس ابد بود و ۳۰ دی ۱۳۵۷ جزو آخرین سری زندانیان سیاسی بود که آزاد شد. جلوی زندان قصر ده ها هزار نفر از او و یارانش با حلقه های گل استقبال کردند. من آنجا نبودم. مادران و خانواده های زندانیان سیاسی از یک هفته پیش برای آزادی آخرین گروه از زندانیان در طبقه سوم کاخ دادگستری تحصن کرده بودند. من با آنها بودم. ما در آنجا منتظرشان بودیم. من بالای پله های گردان کاخ دادگستری ایستاده بودم و زندانیانی را که از پله ها بالا می آمدند تماشا می کردم و منتظر او بودم. بالاخره برادر من هم رسید. دیدم که تند و شتابان از پله ها بالا می آید. لباس زندان به تن نداشت و حلقه گل در گردنش درهم ریخته بود.

    بعد از انقلاب ۵۷ به همراه دیگر دوستان همبندیش سازمان راه کارگر را بنیاد نهاد. وقتی که با انقلاب، دانشگاه ها آزاد شد او به دانشکده پلی تکنیک بازگشت. عمر آزادی دانشگاه ها کوتاه بود، مثل آزادی خودش! کسانی که به بستن دانشگاه ها در بهار ۵۹ اعتراض کردند و در دانشگاه تهران بست نشستند باید برادرم را به یاد داشته باشند. می دانم، زخمم را تازه نکنید، شاهدان زیادی نمانده اند، خیلی ها را جمهوری اسلامی اعدام کرد، آزادیش کوتاه بود، دو سال و نه ماه، جایش همه جا خالی است حتی در این کشور آلمان که هیچ وقت نبوده است و من حالا دلم به این خوش است که مهدی خسروشاهی آن گونه زیست که خود می خواست، دلم به این خوش است که از زندگی کوتاهش ردی پرافتخار بر جا گذاشت.

    http://monireh-baradaran.blogspot.com/2010/12/blog-post_07.html

    کتاب «حقیقت ساده» نوشته منیره برادران خسروشاهی که در سه جلد به چاپ رسیده است گزارشی است ارزنده از مشاهدات و تجربیات منیره برادران در زندان. ارزش این اثر نه تنها مدیون گزارش دقیق آنچه در زندان گذشته و صداقت لحن نویسنده است بلکه شاهدی است استثنائی بر تحول ذهنی و درونی یک فعال سیاسی و اعتقاد راسخ وی به حقوق انسان ها. منیره برادران خسروشاهی پس از آزادی از زندان های رژیم ولایت فقیه در گفتارها و نوشتارهای بی شمارش همواره به افشای جنایات رژیم پرداخته و در دفاع از حقوق بشر و برای تشکیل کمیسیون های حقیقت یاب در ایران پیشگام بوده است. منیره برادران خسروشاهی از گردانندگان اصلی سایت معروف “بیداران” است. برای دانلود کتاب (حقیقت ساده) با فرمت پی – دی – اف و اندازه دوازده مگابایت در چهارصد و نود و پنج صفحه لینک زیر را باز کنید و بر روی جمله (دانلود با لینک مستقیم) راست کلیک کرده و در مرورگر اینترنت اکسپلورر گزینه Save Target As و در مرورگرهای دیگر گزینه های همانند را کلیک کنید:

    http://azadieiran2.wordpress.com/2011/05/12/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87/#comments

نظریزی یازین / ارسال نظر