هرروزتان نوروز، نوروزتان پیروز

Bildergebnis für ‫نوروزتان پیروز‬‎

فرا رسیدن بهار سبز و آغاز سال ۱۳۹۶ شمسی را به همه برگزارکنندگان عید نوروز درتمامی نقاط جهان تبریک گفته و برای همه مردم جهان در سال نو شمسی جهانی صلح آمیز، بدور از جنگ و خونریزی خواسته و ارتقای هرچه بیشتر دستاوردهای انسانی، اجتماعی و عدالتمندانه را برای بشریت آرزو میکنیم.

سایت آذربایجان

بایرام گلیر ائلیمه ماهنیسی/ یوتوب دا سیر ائتمک ایچون کلیک ائدین


شعر نوروز در زمستان/ احمد شاملو

سالی

نوروز

بی‌چلچله بی‌بنفشه می‌آید،

‌جنبش ِ سرد ِ برگ ِ نارنج بر آب

بی گردش ِ مُرغانه‌ی رنگین بر آینه

سالی

نوروز

بی‌گندم ِ سبز و سفره می‌آید،

بی‌پیغام ِ خموش ِ ماهی از تُنگ ِ بلور

بی‌رقص ِ عفیف ِ شعله در مردنگی.

سالی

نوروز

همراه به درکوبی مردانی

سنگینی‌ بار ِ سال‌هاشان بر دوش:

تا لاله‌ی سوخته به یاد آرد باز

نام ِ ممنوع‌اش را

وتاقچه گناه

دیگربار

با احساس ِ کتاب‌های ممنوع

تقدیس شود.

در معبر ِ قتل ِ عام

شمع‌های خاطره افروخته خواهد شد.

دروازه‌های بسته

به ناگاه

فراز خواهدشد

دستان اشتیاق از دریچه ها دراز خواهد شد

لبان فراموشی به خنده باز خواهدشد

وبهار

درمعبری از غریو

تاشهر

خسته

پیش باز خواهدشد

سالی

آری

بی گاهان

نوروز

چنین آغاز خواهدشد

احمد شاملو

+

شعر بهار آمد / هوشنگ ابتهاج

بهار آمد گل و نسرین نیاورد

نسیمی بوی فروردین نیاورد

پرستو آمد و از گل خبر نیست

چرا گل با پرستو همسفر نیست

چه افتاد این گلستان را ، چه افتاد

که آیین بهاران رفتش از یاد؟

چرا مینالد ابر برق در چشم؟

چه میگرید چنین زار از سر خشم؟

چرا خون میچکد از شاخه گل؟

چه پیش آمد؟ کجا شد بانگ بلبل؟

چه دردست این؟ چه دردست این؟ چه دردست؟

که در گلزار ما این فتنه کرده است؟

چرا در هر نسیمی بوی خون است؟

چرا زلف بنفشه سرنگون است؟

چرا سربرده نرگس در گریبان؟

چرا بنشسته قمری چون غریبان؟

چرا پروانگان را پر شکسته است؟

چرا هر گوشه گرد غم نشسته است؟

چرا مطرب نمیخواند سرودی؟

چرا ساقی نمیگوید درودی؟

چه آفت راه این هامون گرفتست؟

چه دشت است این که خاکش خون گرفتست؟

چرا خورشید فروردین فرو خفت؟

بهار آمد ؟ گل نوروز نشکفت

مگر خورشید و گل را کس چه گفتست؟

که این لب بسته و آن رخ نهفتست؟

مگر دارد بهار نورسیده

دل و جانی چو ما ، در خون کشیده

مگر گل نوعروس شوی مرده است؟

که روی از سوگ و غم در پرده برده است؟

مگر خورشید را پاس زمین است؟

که از خون شهیدان شرمگین است؟

بهارا تلخ منشین ! خیز و پیش آی

گره وا کن ز ابرو ، چهره بگشای

بهارا خیز و زان ابر سبکرو

بزن آبی بروی سبزه نو

سرو رویی به سرو و یاسمن بخش

نوایی نو به مرغان چمن بخش

بر آر از آستین دست گل افشان

گلی بر دامن این سبزه بنشان

گریبان چاک شد از ناشکیبان

برون آور گل از چاک گریبان

نسیم صبحدم گو نرم برخیز

گل از خواب زمستانی برانگیز

بهارا ، بنگر این دشت مشوش

که میبارد بر آن باران آتش

بهارا ، بنگر این خاک بلا خیز

که شد هر خاربن چون دشنه خونریز

بهارا ، بنگر این صحرای غمناک

که هر سو کشته ای افتاده بر خاک

بهارا ، بنگر این کوه و در و دشت

که از خون جوانان لاله گون گشت

بهارا ، دامن افشان کن ز گلبن

مزار کشتگان را غرق گل کن

بهارا از گل و می آتشی ساز

پلاس درد و غم در آتش انداز

بهارا شور شیرینم برانگیز

شرار عشق دیرینم برانگیز

بهارا شور عشقم بیشتر کن

مرا با عشق او شیر و شکر کن

گهی چون جویبارم نغمه آموز

گهی چون آذرخشم رخ برافروز

مرا چون رعد و طوفان خشمگین کن

جهان از بانگ خشمم پر طنین کن

بهارا زنده مانی زندگی بخش

به فروردین ما فرخندگی بخش

هنوز اینجا جوانی دلنشین است

هنوز اینجا نفسها آتشین است

مبین کاین شاخه بشکسته ، خشک است

چو فردا بنگری پر بیدمشک است

مگو کاین سرزمینی شوره زار است

چو فردا در رسد ، رشک بهار است

بهارا باش کاین خون گل آلود

برآرد سرخ گل چون آتش از دود

برآید سرخ گل خواهی نخواهی

وگرنه خود صد خزان آرد تباهی

بهارا ، شاد بنشین ، شاد بخرام

بده کام گل و بستان ز گل کام

اگر خود عمر باشد ، سر برآریم

دل و جان در هوای هم گماریم

میان خون و آتش ره گشاییم

ازین موج و ازین طوفان برآییم

دگربارت چو بینم ، شاد بینم

سرت سبز و دلت آباد بینم

به نوروز دگر ، هنگام دیدار

به آیین دگر آیی پدیدار

سایه (هوشنگ ابتهاج)


بخش: متفرقه | چاپ چاپ | یک نظر
 



نظر برای “هرروزتان نوروز، نوروزتان پیروز”

  1. توسط حمید در فروردین ۷, ۱۳۹۵ | پاسخ

    هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز

    ایا تا بحال پیش خودتان فکر کرده اید که چرا دشمنان مراسم سال نو ایرانی
    «نوروز»بعد از قرنها تلاش هر روز درمانده تر از قبل تنها شاهد پر طرفدار
    شدن این جشن اند؟
    جواب ساده است زیرا که نوروز یک جشن غیر مذهبی است و فقط در ستایش
    باروری دوباره طبیعت. به هیچ دینی و یا ایسمی تعلق( ن د ا ر د)
    نوروز یعنی زایمان دوباره مادر طبیعت و بدنیا امدن دوباره‌ سر سبزی و
    رویش زندگی، ملاقات دوباربا خورشید خانم گرما بخش زندگیها
    علارغم تلاش بسیار باومندان یک کتابی و یا پیروان نظریه:

    هرکه با ما نیست . . .
    گفته می‌شد: « هر که با ما نیست با ما دشمن است!»
    گفتم: آری، این سخن فرموده اهریمن است! « فریدون مشیری»

    تمام تلاش حاکمان و همراهان نظام پر برکت اسلامی واقعا موجود حاکم بر
    کشور بلا خیز ایران این بوده و هست که هموطنان ما را انچنان ازانسانیت تهی
    کنند که هنر عشق ورزیدن به هموطن و دیگری را فراموش کنند.
    پس با صدای رسا تر بانگ برزنیم
    *« نوروز ماندگار است تا یک جوانه باقیست»*
    بد نیست یادی کنیم از زحمات پدرانمان برای بزرگ داشت نوروز .

    اندکی شادی باید/ که گاه ِ نوروز است

    حملهء اعراب به ایران

    در تواریخ سیستان آمده است:
    وقتی که سپاهیان«قُتیبه»(سردارعرب)،سیستان را به خاک و خون کشیدند،مردی
    چنگ‌ نواز،در کوی و برزنِ شهر – که غرق خون و آتش بود-از کشتارها وجنایات
    «قُتیبه» قصّه‌ها می‌گفت و اشکِ خونین از دیدگان آنانی که بازمانده بودند، جاری
    می‌ساخت و خود نیز،خون می‌گریست… و آنگاه، بر چنگ می‌نواخت و می‌خواند:

    چنگ نواز سیستانی

    -«با این‌همه غم
    در خانهء دل
    اندکی شادی باید
    که گاهِ نوروز است
    اندکی شادی باید/ که گاه ِ نوروز است».

    به نقل از کتاب « دیدگاه ها» ،علی میرفطروس

نظریزی یازین / ارسال نظر