دریوزگی سیاسی ناسیونالیزم افراطی غیر سکولار غیر دموکرات

دنیز ایشچی

هر موقعی که مقاله ای از من و یا دوستانی که تاحدود زیادی همفکر من هستند در زمینه مسائل اجتماعی و سیاسی نشر میگردد، ناسیونالیست های افراطی، ما را زیر ضربه های پتک های خود میگیرند و درخیال خود به ما درس علوم سیاسی می آموزند که زمان عوض شده و الان دوران زمان ارتباطات، آزادی از طریق آزادیهای ملّیتها و دوران جهانی شدن است. آنها به ما میگویند که ماها در زمان چهل سال پیش منجمد شده ایم. گویا امروز زمان چالش های چپ در راه عدالت اجتماعی، آزادیهای انسانی و حقوق بشری، و رشد و تعالی ارزش های انسانی به موازات دستاوردهای علمی و فنی بسر آمده است. آنها ویژگی چالش های سیاسی دوران امروز را از راه تلاش در راستای آزادیهای ملّی از دست استعمارهای محلّی تعریف میکنند.

هفته گذشته شاهد آن بودیم که رهبرجمعی که خود را ” حزب استقلال آذربایجان جنوبی” مینامد که چندین دهه در خارج از ایران زندگی می فرمایند، به این می بالند که سابقه مبارزه در صفوف مجاهدین خلق ایران را داشته اند، جهت زیارت کعبه و سنگ زدن به شیطان و قربانی کردن گوسفند به مکّه تشریف برده بودند. در این میان نمایندگان سیاسی حزب دموکرات کردستان ایران، نمایندگانی از تشکلهای سیاسی بلوچستان و افراد منفرد ملّی گرای دیگر را میشد مشاهده کرد. امسال این حرکت بصورتی فراگیر توسط نمایندگان رده بالای سیاسی بخش هایی از جریانات سیاسی ناسیونالیستی صورت گرفت که تا به حال بی سابقه بوده است. این افراد تا به حال خود را سکولار، دموکرات، آزاده، مدرن و مترقی معرفی میکردند و میگفتند که چپ های دموکرات باید خود را فقط در چهارچوبه هویت ملّی زادگاهی خویش تعریف نمایند و چالش های اجتماعی سیاسی قرن بیست و یکم از چنین کانالی میگذرد.

اگر ما “چپ های دموکرات” به قول شما در سی و یا چهل سال پیش منجمد شده باشیم، آنهائی که میخواهند ما را از دست استعمار خیالی خویش خلاص کنند، خود جهت کاسه لیسی به آستانه درگاه استعمارگران کبیر و نمایندگان ارتجاعی منطقه ای آن تشریف فرما گردیده اند. اگر امروز سیاست خاورمیانه ای استعمارگران کهن ایجاب میکند که از اسلام ارتجاعی و افراطی حمایت نموده و بطور مستقیم و یا غیر مستقیم آنها را سازماندهی کرده و توسط آنها خاورمیانه را به چنین وضعیت هولناک بی سابقه ای کشانده باشند، این دوستان ما هم گوی سبقت در این راه را برده و خود را در هزار و چهارصد سال پیش منجمد نموده و در راستای اسلامیزه شدن خود را با همان سیاست استعمارگران کهن هماهنگ میکنند. آنهائی که رویای جمهوری اسلامی آذربایجان جنوبی، یا تبدیل کردن چهره حزب سکولار و دموکرات قاسملو به چهره ای اسلامی را در رویاهای شیرین شبانه خویش می پرورانند، و چنین نسخه هائی را برای ملیت های دیگر ایرانی تجویز میکنند، اینبار به تبعیت از سیاست های منطقه ای امریکا و انگلیس و به دریوزگی درگاه شیوخ عربستان سعودی پناه برده اند.

اینکه در این ورشکستگی سیاسی کسانی از دفتر سیاسی حزب دموکرات کردستان ایران و دیگر فعالین ملّی گرا که خود را نمایندگان سیاسی خلق های دیگر ایران معرفی میکنند دست در دست هم به استانه شیوخ عربستان تشریف برده بودند، از یکطرف نشانه این امر می باشد که در این زمینه یک هماهنگی اولیه و تدارک دیده شده ای در کار بوده است. از طرف دیگر عملا شاهد هستیم که تشکیلاتی که خود را به نام “کنگره ملیت های ایران” معرفی میکند، در زمینه ایجاد این حرکت نقش محوری داشته است.

در شرایطی که از یک طرف استراتژی به راه انداختن جنگ های مذهبی در تمامی خاورمیانه توسط غرب و بویژه در سوریه و در ادامه آن در عراق، یمن، افغانستان و و جاهای دیگر به پیش برده میشود، از طرف دیگر تداوم این جنگ ها موجب رادیکالیزه تر شدن نیروهای فعال سیاسی اجتماعی با تمایلات دینی میگردد که منجر به قتل عام ها و فجایع غیر قابل تصوری در مقیاس های وسیع میشود. یکی از این ویژگیها نزاع های شیعه و سنی میباشد که بازتاب مشخص آن را در یمن، عراق و تا حدودی در سوریه شاهد میباشیم. اختلافات بین حکومت های عربستان و ایران در این زمینه و نزاع های رودررو و پنهانی آنها که منجر به تحریم حجاج ایران از طرف حکومت ایران از بابت رفتن به مکه گردیده است.

آنچه پر واضح است، یکی از نیت های این عمل حمایت سیاسی از شیوخ سنی عربستان در نبرد آشکار و مخفی آنها با حکومت شیعه گر ایران می باشد. البته این حمایت سیاسی بدون انتظار نیست و این ورشکستگان سیاسی انتظارات ویژه ای در مقابل چاپلوسی های خویش از این شیوخ ثروتمند داشته و دارند. هنوز خاطره های حمایت مسعود رجوی از صدام حسین در جنگ ایران و عراق را از یادها نبرده ایم. آیا تا چه اندازه ورشکستگان سیاسی این دریوزگی را به توصیه ارباب بزرگ سیاسی عربستان، یعنی آمریکا و انگلیس و غیره در این منطقه انجام می دهند، فعلا در این مرحله روشن نمیباشد.

بعد دیگر مساله این میباشد که تمامی رسانه های ملّی گرایان افراطی در این زمینه ها سکوت کرده و هیچ عکس العملی نشان نمیدهند. انگار نه گربه ای آمده و نه زیانکاری مشخصی صورت گرفته است. البته جای خوشحالی می باشد که این روشنفکران تاریک اندیش طراز نوین دوران بعد از جنگ سرد، از خیلی وقتها پیش می باشد که به خواب زمستانی رفته اند و گویا حرفی برای گفتن در زمینه تحولات سیاسی داخلی و خارجی ندارند. شاید دو هفته یکبار یک مقاله و یا خبر کوتاهی در رسانه های آنها دیده شود. ولی همین که در گیروداراین سکوت ها و انجماد سیاسی، از یک طرف حتی هیچ گونه خبری در این زمینه منعکس نمیکنند، نشانه آن میباشد که از فرط شرم، حتی جرات انتقاد کردن از دوستان خود را هم ندارند.

همان طوری که خمینی را در عراق در ترشی خوابانده و سپس به فرانسه بردند و ایشان را به عنوان رهبر انقلاب ایران بر مصدر قدرت در ایران نشاندند، ازمجاهدین خلق ایران در دامان حکومت صدام حسین بصورت ستون پنجمی در نبردی سیاسی نظامی مذهبی علیه حکومت ایران سوء استفاده مینمودند ، این ناسیونالیستهای افراطی هم در تلاش میباشند در این نبردهای مذهبی راه انداخته شده توسط غرب و در راس آن آمریکا و انگلیس، سکولاریسم و انسانیب را مثل گوسفندی در عید قربان جهت سهیم شدن در ساختار قدرتی که همان اربابان برای آنها تدارک دیده اند از دیگران عقب نمانند.

نشریه مجازی تریبون که یکی از سایت های ملّی گراین رادیکال آذربایجانی می باشد و مجموعه قابل توجهی از فعالین ملّی افراطی را دور خود جمع کرده است، با آگاهی کامل از این اتفاقات، با مصلحت اندیشی در سکوت کامل را در پیش گرفته است. این در حالی می باشد که در شرایطی که هیچ ربطی به مسائل سیاسی روز ندارد، مقاله بلند بالائی تحت عنوان ” چه گوارا: ماشین خونسرد کشتار یا انقلابی شیفته دهقانان امریکای لاتین؟” منتشر کرده است. آنها از یکطرف با آلوده کردن روزمره چهره نیروهای چپ دموکرات که کار مستدام این محفل سیاسی می باشد، از حمایت کردن از برادران پاسدار و بسیجی آذربایجانی ابائی ندارند، با قربانی کردن سکولاریسم، از دادن شعار جمهوری اسلامی آذربایجان ابائی ندارند و آینده سیاسی خود را در چهار چوبه پلان ها و طرح هائی که آمریکا، اسرائیل و انگلیس در این منطقه برای آنها چیده اند، تعریف میکنند.

دنیز ایشچی

۲۱-۰۹-۲۰۱۶


بخش: سياست | چاپ چاپ | بدون نظر

 


نظریزی یازین / ارسال نظر