پایه های ذهنی و فکری اردوغان، گولن و آینده ترکیه ( بخش دوم )

دکتر محمد حسین یحیایی

Bildergebnis für ‫اردوغان، گولن‬‎رخداد های ترکیه تاثیر بسیار زیادی در منطقه خواهد گذاشت. ترکیه بعد از چند دهه تجربه آموزی در سکولاریزم نمی تواند شاهد رشد اسلام سیاسی و برگشت به اصول نخستین آن باشد که خشن ترین روش اداری و اجتماعی را در راستای اجرای شریعت بکار می برد، اسلامگرایان ترکیه نه تنها در درون کشور با نیرو های مترقی و سکولار مبارزه بی امان خود را پیش می برند،

در بخش پیشین این نوشتار، گفته شد که پایه های ذهنی و فکری رجب طیب اردوغان و فتح اله گولن با آموزه های یکسانی شکل گرفته و هر دو خواهان اجرای شریعت و احکام اسلامی در جامعه ترکیه ای هستند که سال های درازی تجربه لائیسم را از سر گذرانده و آن را یکی از اصول قانون اساسی خود قرار داده است، بنابرین آنچه آندو را امروز در مقابل هم قرار داده، تقسیم قدرت و بهره گیری بیشتر از رانت های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در ترکیه کنونی است که سال ها از سوی آنان با بهره گیری از همه ابزار های فرهنگی و اجتماعی به اسلامگرایی کشیده شده و همچنان ادامه دارد. در این بخش نگاهی گذرا به شکلگیری نظام فکری، آموزه های اجتماعی و تبلیغ و گسترش اسلام سیاسی آندو در ترکیه خواهیم پرداخت و نتایج سیاسی و اجتماعی آن را در جامعه ترکیه پیگیری خواهیم کرد.

در پایان جنگ جهانی اول تغییرات مهمی در جغرافیای سیاسی، شیوه زندگی مردم و روابط بین المللی در منطقه پدید آمد، امپراتوری بزرگ عثمانی که بیش از چند دهه در تب و تاب سنت ومدرنیته گرفتار آمده و از رقبای خود در اروپا عقب مانده بود متلاشی شد، از دل آن چند کشور کوچک بیرون آمدند که بیشتر تحت قیومیت فاتحان جنگ بویژه بریتانیا و فرانسه قرار گرفتند، در این میان ایالات متحده آمریکا هم با گذر از دکترین پیشین خود در منطقه حضور پیدا کرد. همزمان انقلاب اکتبر در روسیه تزاری زمینه ساز جنبش ها و خیزش های مردمی در راستای استقلال و مبارزه با اندیشه های تاریک و کهنه آن زمان شد، موجی از مدرنیسم و گریز از اندیشه های پوسیده و خرافات دیرینه آغاز و هر روز ابعاد وسیعتری بخود گرفت. در نتیجه بر ویرانه های امپراتوری عثمانی که دیگر سرزمین کوچکی شده بود، جمهوری نوپا و نوینی به رهبری مصطفی کمال آتاتورک شکل گرفت ( همزمان در ایران هم رضا شاه حکومت خود را تشکیل داد ). جمهوری نوین ترکیه نه تنها خود را پرچمدار اسلام و یا نماینده آن در جهان نمی دانست بلکه با دخالت دین در امور دولت و سیاست به شدت مخالفت می کرد و گاهی با کاربرد خشونت و سرکوب مانع از دخالت نهاد دین در سیاست و زندگی مردم می شد. در نتیجه نهاد های دینی و روحانیت که موقعیت اقتصادی و اجتماعی خود را در خطر می دیدند به فعالیت های پنهانی روی آوردند و در راستای بازسازی خود به سازماندهی جدید پرداختند. در سال های پایانی دهه ۲۰ قرن بیستم، چندین گروه اسلامی در نقاط مختلف منطقه مانند مصر، شبه جزیره هند، ترکیه و… اعلام موجودیت کردند، ولی قادر به پیشبرد اهداف خود در سیاست نبودند

در دو کشور مهم منطقه مانند ایران و ترکیه گرایش های شدید ملی گرایی، ناسیونالیستی، مرکز گرایی و جنبش های شبهه مدرنیته با کاربرد مکانیسم و اقتدار دولتی از یک سو و آغاز جنبش ضد استعماری و چپگرا در دیگر کشور های منطقه از سوی دیگر مانع از خودنمایی اسلامگرایان تند رو و طالب قدرت در صحنه سیاسی می شد و آنان را از تغییر ساختار اجتماعی، رشد فرهنگی و گسترش شیوه زندگی غربی در منطقه به شدت نگران می کرد، از آن رو آنان به بهانه مبارزه با تهاجم فرهنگی و گسترش مظاهرغرب گرایی، گاهی به بازسازی اندیشه های کهنه خود در قالب های نو می پرداختند تا بتوانند پایگاه رو به نابودی خود را حفظ کنند، کاهی هم عصیان های پراکنده و مقطعی راه می انداختند. در این راستا حسن البنا در سال ۱۳۰۷ ( ۱۹۲۸ م ) اخوان المسلمین را در مصر پایه گذاری کرد که در مدت کوتاهی در لبنان، فلسطین، سوریه، سودان، یمن و کویت خود را نشان داد، همزمان با آن « مولانامودودی » در شبه قاره هند « جماعت اسلامی » را راه اندازی کرد، هرچند آندو از نظر جغرافیایی از هم فاصله داشتند ولی از نظر ذهنی و فکری همسو بودند. آنان بر این باور بودند که فرهنگ غربی منحرف، مردود و خلاف اخلاق اسلامی است و باید از سرزمین های اسلامی دور شود. آنها همراه با اینگونه شعار ها که خوشآیند توده های ناآگاه و محروم اجتماعی بود در نهان مبارزه بی امان و پیگیری را با گرایش های چپ، کمونیست و سوسیالیم پیش می بردند، که در این نقطه از حمایت های پنهان و آشکار امپریالیسم و ارتجاع در منطقه بهره می بردند.

اخوان که در مدت کوتاهی پایگاه اجتماعی خود را گسترش داد، از شعار های فرهنگی گذر کرد و به شعار های سیاسی و اسلامی روی آورد. حسن البنا در تشریح مواضع اخوان می گفت: که تنها راه حل اسلام است، در این راه الگوی ما پیغمبر و قانون اساسی ما قرآن است ( اینگونه شعار ها را محمد مرسی بعد از رسیدن به مقام ریاست جمهوری در مصر بر زبان آورد ).آنان با هر گونه نو آوری در آموزه های اسلامی مخالفت می کردند و برگشت به بنیادگرایی اسلامی را یادآور می شدند، سید جمال الدین اسدآبادی و محمد عبده هم با هرگونه تفسیر و تاویل نوین قرآن مخالفت کرده، باز گشت به اصل قرآن و سنت را موعظه می کردند و همزمان می گفتند که اسلام و آموزه های آن با همه علوم سازگاری دارد، البته برخی از رهبران اخوان مانند سید قطب از موضع انقلابی، جهان و شرایط حاکم بر آن را به شدت نقد و مورد نکوهش قرار می داد و می گفت: جهان در جاهلیت به سر می برد و برخی از جوامع اسلامی هم در آن سهم دارند، اسلام امت گراست و با ملیت گرایی و ناسیونالیسم که دیدگاه غربی و نشانگر جاهلیت است سازگاری ندارد و با آن مبارزه خواهد کرد. قطب (۱۹۰۶—۱۹۶۶ ) معلم رادیکالیستی بود که در سال ۱۹۵۱ به اخوان پیوست، با آتاتورک به شدت مخالفت می کرد و می گفت: آتاتورک را غربی ها برای مبارزه با اسلام و رهایی از آن انتخاب کردند، طرفداران سکولاریزم با مسلمانان در یک جامعه و بطور مشترک نمی توانند زندگی کنند، باید با رژیم های سکولار مبارزه کرد. قطب نظام های دمکراتیک را غاصب می نامید و با نظام های کمونیستی به شدت مخالفت می کرد، در نتیجه اینگونه فعالیت های اسلامگرایی در منطقه از سوی برخی از نیرو های خارجی بویژه کشور های امپریالیستی، برای حفظ موقعیت و استفاده از منابع انرژی، بویژه نفت مورد حمایت و تشویق قرار می گرفت، در ترکیه هم اسلامگراها که از تاسیس جمهوری نوین با رویکرد غربگرایی ناخشنود بودند، جمعیت ها و گروه هایی را به صورت پنهانی تشکیل می دادند که گاهی با کاربرد خشونت از سوی نیرو های وفادار به جمهوری نوین ترکیه سرکوب و متلاشی می شدند. یکی از این گروه که از سوی « سعید نورسی » تشکیل شد، توانست جوانان اسلامگرا را پیرامون خود گرد آورد و این گروه در سال های بعد توانست تعداد بیشتری از جوانان اسلامگرا را جذب خود کند. فتح اله گولن و رجب طیب اردوغان از جمله افرادی بودند که به افکار و اندیشه های نورسی دلبسته و از آن الهام گرفتند.

سعید نورسی تبار کرد داشت و در روستای نورس، از توابع بتلیس ( ۱۸۷۷—۱۹۶۰ ) در یک خانواده مذهبی بدنیا آمد. استعداد شگرفی در آموختن داشت، در مدت کوتاهی دروس حوزی را به پایان رساند، در دوران پر تلاطم عثمانی زندگی کرد. مشروطه خواهی، جنگ اول و فروپاشی عثمانی را از نزدیک دید، در پی آن آتاتورک، لائیسم، جنگ دوم و جهان دو قطبی را مشاهده و تجربه کرد و همه آموخته و تجربه های خود را که شامل ۱۳ جلد بود در « رساله نور » جمع آوری کرد. در جنگ اول شرکت کرد و به اسارت روس ها درآمد، بیش از ۲ سال در اسارت زندگی کرد که خود می گفت تجربه بزرگی در این سال ها بدست آورد. نورسی هم مانند اسدآبادی، سید قطب، لاهوری و برخی دیگر اسلام را حقیقتی می دانست که شایسته حکومت بر سراسر جهان است، با فرهنگ غرب و کمونیسم مخالفت می کرد و دوری از اسلام را عقب ماندگی می پنداشت.

نورسی به تسامح و تساهل بنوعی باورمند بود و از رادیکالیسم دوری می کرد، هرچند از آتاتورک و جمهوری نوین آن خشنود نبود ولی در قیام ها و جنبش های مخالف آتاتورک که مهمترین آن جنبش شیخ سعید بود شرکت نکرد، به آموزش و گسترش فرهنگی بها می داد و ارج می نهاد، در مقابل اتحاد و ترقی که از عناصر ملی و غربگرا سازمان یافته بود، اتحاد محمدی را مطرح می کرد، عقب ماندگی جهان اسلام را در عدم آموزش علوم جدید، تکنیک و وحدت می دانست، از آن رو برخلاف هم کیشان خود که آموزش فلسفه، فیزیک، شیمی و طب را مخالف با آموزه های دینی می پنداشتند ( شیخ فضل اله نوری که با آموزش شیمی و زبان های خارجی به شدت مخالفت می کرد ) به یادگیری آنها پرداخت، تا بتواند در مباحث شرکت کند، از این رو دوستدارنش از وی با عنوان « بدیع الزمان » یاد می کردند. بار ها تلاش کرد که دانشگاهی بنام « الزهرا » در مقابل « الازهر » مصر در آنادولو تاسیس کند که موفق به آن نشد. به هر رو سعید نورسی که بنیانگذار جنبش نور ( نورچی ) است، همواره به آموزش و فرهنگ دینی اولویت داده و راه رسیدن به قدرت سیاسی را گسترش آن در بین توده های مردم می دانست. از این رو است که گولن فعالیت های سیاسی و اجتماعی خود را از مدارس، اموزشگاه ها و دیگر نهاد های فرهنگی شروع کرده است.

فتح اله گولن و دیگر اسلامگرایان ترکیه خود را ادامه دهنده راه و روش سعید نورسی می دانند و با استفاده از « درس خانه » های نورسی به تربیت شاگردان در خانه های تیمی می پردازند. گولن با راه اندازی جنبش خدمت همسو با اخوان حرکت کرد و یا در رقابت با آن به خدمات اجتماعی و گاهی مالی روی آورد، گولن در دو سه دهه گذشته در همه ارگان ها، نهاد های سیاسی، قضایی و اقتصادی ترکیه نفوذ کرد و به نوعی ریل گذار اردوغان در رسیدن به قدرت سیاسی شد، از آن رو جنبش خود را مستحق اداره جامعه ترکیه و شاید هم جهان اسلام می داند. زیرا امت گرایان بر این باورند که نظام اسلامی باید از سوی یک خلیفه اداره شود و در نهایت طرفداران اسلام سیاسی بر این باورند که قوانین و قواعد اسلام برای کنترل همه جانبه اجتماع، کارآیی دارد و در مقابل فرهنگ منحرف غرب، سکولاریزم و دمکراسی غربی عمل می کند.

گولن فعالیت های سیاسی، مذهبی و اجتماعی خود را با تشکیل انجمن مبارزه با کمونیسم در ارزروم، با حمایت و تشویق پیمان ناتو در سال ۱۹۶۶ آغاز کرد ( آیتونج ارکین، روزنامه سوزجو، ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۶ ) و در مدت کوتاهی به شهر های دیگر از جمله ازمیر گسترش داد، در سال های ۷۰ میلادی در مدارس و دانشکده های نظامی و امنیتی نفوذ کرد، در نظر داشت که نسل طلایی را برای قبضه حکومت و دولت در سال ۲۰۲۰ پرورش دهد و آماده سازد. در همه این مدت با اندیشه های چپ، سکولار و آزادی خواه به شدت مخالفت می کرد، از دهه ۸۰ به بعد که با کودتای کنعان اورن زمینه فعالیت اسلامگراها فراهم آمد به سوی تسخیر مراکز آموزشی به صورت جهشی قدم برداشت، در همه این مدت از حزب عدالت و توسعه و رهبری آن حمایت کرد. از این رو حزب را نمادی از خود می دانست و در جابجایی نفرات آن سهم فراوانی داشت. رهبری حزب هم ایشان را استاد اعظم خطاب کرده و برای خشنودی وی، نفرات حزبی باهم به رقابت می پرداختند. در این راستا همه درخواست های گولن را نه تنها در درون ترکیه، بلکه در خارج از ترکیه هم، اجرا می کردند و برای گسترش مدارس آن به اقدامات دیپلوماتیک دست می زدند. بنابرین جنبش گولن هر روز ابعاد وسیعتری در درون و برون ترکیه بخود می گرفت، گفته می شود که اکنون در پروژه های بزرگ گولن بیش از ۴ میلیون نفر در بیش از ۱۴۰ کشور جهان همکاری می کنند، ناگفته نماند که گولن در سال ۲۰۱۵ یکی از ۱۰۰ شخصیت تاثیرگذار در جهان شناخته شد. آبراهام. ر. واگنر استاد دانشکده حقوق در دانشگاه کلومبیا در روزنامه واشنگتن پست می نویسد: یک شخصیت دیندار و مسلمان ترکیه با تحصیلات ابتدایی و پر رمز وراز با بیش از ۲۵ میلیارد دلار ثروت که معلوم نیست چگونه بدست آورده، می خواهد ایالات متحده و ترکیه را مسلمان و با شریعت اداره کند!.

اردوغان هرچند از گولن با احترام و تکریم یاد می کرد ولی از دوران جوانی تمایل به اخوان داشت و به نوعی دلبسته آن بود، در نوجوانی به مجمع جهانی جوانان مسلمان ( و آ م وای ) در عربستان پیوست ( بهار عربی، یک فریبکاری، نوشته آلپر بیردال، ییت گونای ) در این مجمع است که با برهان الدین ربانی و انور ابراهیم معاون نخست وزیر مالزی آشنا می شود و انور ابراهیم در سال ۲۰۰۸ به اردوغان پناه می آورد و مورد استقبال در کاخ دولما باغچه قرار می گیرد. اردوغان جوان، در برگشت از عربستان به ریاست کمیته جوانان حزب سلامت ملی به رهبری اربکان می رسد و راه پر پیچ و خم و دراز سیاست را آغاز می کند. در این سال ها اردوغان یک اسلامگرای جوان و افراطی است که برای جهش آماده می شود و از کمک های مادی و معنوی گولن هم برخوردار است.

اردوغان در دهه ۹۰ میلادی، با همیاری و همکاری کادر جدید اسلامگرایان در سیاست و اقتصاد، به شهرداری استانبول انتخاب شد و با کمک برخی از نهاد های و ارگان ها که هدف رانت خواری و بهره برداری اقتصادی و اجتماعی داشتند به زیبا سازی شهر استانبول پرداخت و کار های عمرانی مهمی انجام داد و پایه های سیاسی خود را محکم و تقویت کرد، در این میان به تبلیغ گسترده اسلامگرایی در شهرداری پرداخت و گفت: دمکراسی مانند تراموای شهری است که ما را برای رسیدن به مقصد حمل می کند، ما به دمکراسی بعنوان هدف نگاه نمی کنیم، آن یک ابزار است. در سال ۱۹۹۷ که پایگاه خود را محکم می دید، به سکولاریزم و دمکراسی تاخت و بگونه تحریک آمیزی گفت: مساجد پادگان ما، گنبد مساجد کلاه ما، مناره مساجد سرنیزه ما و مومنان سربازان ما هستند…

اردوغان بعد از دستیابی به قدرت اجرایی در کمال آرامش هدف سیاسی و اسلامی خود را در جامعه ترکیه پیاده کرد، قبل از خود عبداله گل را با همسر محجبه به کاخ ریاست جمهوری فرستاد و با استفاده از مدارس خصوصی و مراکز آموزشی که برخی از آنها در کنترل و اختیار گولن بود حجاب را وارد این مراکز کرد، تا زمینه قانونی آن را فراهم آورد، در نتیجه بنام دمکراسی پوشش حجاب را در ادرات و موسسات دولتی آزاد و تشویق کرد. در این راستا از هنرپیشه های پیشین برای تشویق دختران استفاده کرد و تعدادی از زنان محجبه را وارد کابینه کرد. در این سال ها ورود سرمایه های خارجی و رونق اقتصادی، موقعیت سیاسی اردوغان را به شدت تقویت کرد و اردوغان را در موقعیت برتر قرار داد. در سال های پایانی دهه اول قرن حاضر که مذاکرات صلح با پ ک ک از اسلو آغاز شد، محبوبیت اردوغان را در مناطق کرد نشین افزایش داد.

همسو با افزایش محبوبت اردوغان در درون ترکیه، بازی های منطقه ای آغاز شد، اردوغان به طرفداری از غزه، با اقدام عملی ( فرستادن کشتی ماوی مرمره ) به اسرائیل تاخت و در بهار عربی، از اخوان در کشور های عربی حمایت کرد. و با پیشبرد سیاست های جدید خود از گولن فاصله گرفت. گولن که خود را پدر معنوی و راهگشای اردوغان در سیاست می دانست و نفرات خود را در ارگان ها و نهاد های مختلف بویژه در بین نیرو های امنیتی، نظامی، قضایی و مطبوعاتی داشت به دفعات گوشزد کرد که اردوغان ضربه پذیر و مجبور به همکاری است. اردوغان که خود را یکه تاز میدان سیاست می دانست با یک اقدام سریع اولین ضربه را با تعطیلی مدارس ( درس خانه ) گولن به وی وارد کرد. گولن که خواهان سهم خود از رانت ها و امکانات موجود بود به مقابله پرداخت و با انتشار اسناد ارتشاء و فساد دولتی و خانواده اردوغان در ۱۷ دسامبر تا ۲۵ دسامبر ۲۰۱۳ موقعیت اردوغان را متزلزل کرد، ۴ وزیر مهم از نزدیکان اردوغان مجبور به استعفا شدند و پس لرزه های آن تا مدت ها ادامه یافت و به ریزش شدید طرفداران حزب عدالت و توسعه انجامید که در انتخابات از اکثریت افتاد، هرچند با نمایش و بازی های سیاسی و ایجاد ترس در جامعه انتخابات تکرار شد و بار دیگر حزب اکثریت مجلس را بدست گرفت.

از ماه های پایانی سال ۲۰۱۵ تا ۱۵ ژوئن ۲۰۱۶ که کودتای نافرجام بوقوع پیوست، ترکیه روز های سختی را گذراند، ورود سرمایه خارجی، ارزش پول ملی و درآمد های توریستی کاهش یافت، رشد اقتصادی بعد از سال ها به زیر ۴ درصد رسید، کسری بودجه، تورم و بیکاری بار دیگر اوج گرفت، همزمان بعد از سال ها آرامش در منطقه کردستان بار دیگر صدای گلوله ها، بمباران ها و ضجه و ناله مادران در هم آمیخت که ناگهان خبر کودتا در ترکیه در ۱۵ ژوئن در صدر اخبار جهان قرار گرفت. هنوز ناگفته های فراوانی در رابطه با این کودتا وجود دارد که در آینده دور روشن خواهد شد، ولی آنچه مسلم است این کودتا شباهتی به کودتاهای پیشین ارتش ترکیه نداشت که در آن تجربه فراوانی دارد. به هر رو، از همان ساعات نخست، اردوغان و دیگر شخصیت های سیاسی ترکیه انگشت اتهام را به سوی گولن نشانه گرفته و از ایالات متحده خواهان استرداد وی شدند که تا کنون اجرایی نشده است و مقامات آمریکایی خواهان مدراکی هستند که نشان دهد، گولن در کودتای نافرجام دست داشته است. اردوغان برای شکست کودتا که گویا آنهم از سوی یک اسلامگرای دیگر تدارک دیده شده بود، از مساجد یاری طلبید، شعار یا اله، بسم اله و اله اکبر از مساجد شروع و به کف خیابان ها کشیده شد. دولت برای بزرگداشت کشته شدگان نه تنها مستمری تعیین کرد بلکه نام آنان را به خیابان ها و گذرگاه های مهم گذارد..

از همان ساعات نخست، که کودتا شکست خورده اعلام شد، بگیر و ببند ها هم آغاز شد، که خود نشانگر آماده بودن این اسامی و دستور جلب آنها از قبل بود. در مدت کوتاهی هزاران نفر دستگیر، زندانی و یا از کار اخراج شدند، تعداد زندانی ها تا کنون از ۴۰ هزار تن گذشته و بیش از ۱۰۰ هزار نفر هم در همین رابطه و اتهام از کار اخراج شدند. برخی از مراکز آموزشی تعطیل و دانشکده های نظامی و انتظامی منحل شدند. دولت اسلامگرا به بهانه شکار طرفداران گولن به شکار نیرو های چپ، سکولار و دمکرات پرداخته، با اخراج آنان اسلامگراهای طرفدار اردوغان را جایگرین می کند و این روند همچنان ادامه دارد. در این مدت قانون اساسی و مجلس قانون گذاری معلق و با اعلام وضعیت اضطراری ۳ ماهه و قابل تمدید، هیئت دولت خود قانون گذاری کرده به اجرا در می آورد. هرچند کودتا شکست خورده، کودتا در کودتا به اجرا درآمده و فرصت لازم را به دولت اردغان داده است که خواسته های خود را اجرایی کند. هر روز تعداد بیشتری از کانال های تلویزیونی و رادیویی تعطیل و روزنامه نگاران دستگیر و یا از کار بیکار می شوند، ( تا کنون ۱۰۰ روزنامه نگار بازداشت و ۲۵۰۰ روزنامه نگار بیکار شدند ) هیچ ارگان و نهاد نظارتی بر عملکرد دولت وجود ندارد که بتواند از حقوق شهروندان دفاع کند. این شرایط در اولین بیانیه حالت فوق العاده ذکر شده است که کسی حق شکایت و دادخواهی ندارد.

رخداد های ترکیه تاثیر بسیار زیادی در منطقه خواهد گذاشت، ترکیه بعد از چند دهه تجربه آموزی در سکولاریزم نمی تواند شاهد رشد اسلام سیاسی و برگشت به اصول نخستین آن باشد که خشن ترین روش اداری و اجتماعی را در راستای اجرای شریعت بکار می برد، اسلامگرایان ترکیه نه تنها در درون کشور با نیرو های مترقی و سکولار مبارزه بی امان خود را پیش می برند، بلکه در منطقه هم به فعالیت های گسترده نظامی دست می زنند، ترکیه هم پیمان ناتو در همکاری نزدیک با نیرو های ارتجاعی منطقه در قطر و سومالی پایگاه نظامی تاسیس می کند، همدوش با برخی از گروه های بنیادگرا در سوریه می جنگد، در نتیجه مسیر ارتجاع را در منطقه هموار می سازد، به نظر می رسد نیرو های مترقی و آزادی خواه روز های سخت و دشواری در پیش رو دارند، در نتیجه همبستگی با نیرو های مترقی ترکیه در مبارزه با ارتجاع و فاشیسم مذهبی ضرورت تاریخی است…

محمد حسین یحیایی

mhyahyai@yahoo.se


بخش: بين‌المللی | چاپ چاپ | بدون نظر
 


نظریزی یازین / ارسال نظر