تشکیل فرقه ی دموکرات آذربایجان

ملیحه بصیر

Bildergebnis für ‫تشکیل فرقه ی دموکرات آذربایجان‬‎اگر بخواهیم از منظر زرادخانه ی تبلیغاتی امپریالیستی و از دیدگاه نویسندگان به ظاهر ملی به تشکیل فرقه نظری بیفکنیم، فرقه را صرفأ بایستی ساخته و پرداخته ی مقامات شوروی و متکی به ارتش سرخ شوروی بدانیم که برای مقابله با دولت محافظه کار “صدر” در جهت کسب امتیاز نفت شمال به چنین اقدامی متوسل شدند و سرانجام با ترفند دولت قوام مبنی بر دادن وعده ی امتیاز شمال به شوروی، این غائله به پایان رسید.گرچه بی هیچ شک و شبهه ای باید اذعان داشت که دولت شوروی در جانبداری از فرقه نقش موثری را بر عهده گرفته بود اما نادیده انگاشتن زمینه های مادی و معنوی قیام آذربایجان اهمیت ندادن به بحران های داخلی و نقش سیاست های جهانی در پیدایش چنین پدیده ای حاکی از قضاوت های سطحی و یا مغرضانه می باشد.
هیچ حرکت و نهضتی بدون داشتن پایگاه اجتماعی و پیش زمینه های مادی و معنوی نه شکل می گیرد و نه توسعه می یابد. در آذربایجان نیز زمینه های اجتماعی و سیاسی نهضت، از قبل ایجاد شده بود و در این میان ابر قدرت شرق، آمادگی انقلابی مردم را در خدمت مقاصد سیاسی خود که همانا دفاع از جنبش های ضد استعماری و نهضت های رهایی بخش درسراسر جهان بود، به کار گرفت و از آن بهره برداری نمود.
در آستانه‍ی پایان جنگ جهانی دوم و سقوط رژیم هیتلری و پیروزی اتحاد جماهیر شوروی، جنبش های استقلال طلبانه و مبارزات ملی در جهت کسب حقوق دموکراتیک در سراسر جهان به اوج خود رسید.گرایش رضاشاه به فاشیسم آلمان و دیدگاه کوته نظرانه ی برتری قوم آریایی او که سیاست های بین المللی در پشت آن نهان بود، سبب گردید تا وی در تلاش برای اثبات آریایی نژاد بودن همه‍ی ایرانیان بر آید و آن را در محور سیاست های خود قرار دهد. بر همین اساس و بر مبنای اندیشه ی وحدت ملی، تبعیض و ستم های ملی در کشور پدید آمد و در عمل ضربات مهلک و غیر قابل جبرانی بر وحدت ملی وارد گردید. طرح سیاست فارسی گردانی و مرکز گرایی که در سراسر ایران نهادینه می شد مقدمه ای برای نهضت آذربایجان گردید. پس از ضعف حکومت مرکزی و فرو ریختن اقتدار رضاخان که به ایجاد فضای باز سیاسی منجر شد، ظهور فرقه در آذربایجان پدیدار گردید. در حالی که بحران های سیاسی و اجتماعی جامعه را فرا گرفته بود، احساسات سرکوب شده به یکباره منفجر گشت و در پی آن نشریات ملی، انبوه احزاب، سازمان ها و مجامع صنفی یکی پس از دیگری به وجود آمد.

تورم و رکود تجارت، ظلم و استثمار علیه دهقانان و کارگران، فساد در هیئت حاکمه که تحت سیطره ی ابر قدرت ها قرار داشت از یکسو و نابرابری های ملی و فراتر از آن عناد و خشم رضاشاه نسبت به آذربایجانی ها به دلیل تمایلات شدید آنها برای کسب رهایی از استعمار با سابقه درخشش در انقلاب مشروطیت و حرکت های ملی به رهبری شیخ محمد خیابانی، شرایط عینی و ذهنی را برای جنبش ملی فرقه ی دموکراتیک در آذربایجان پدید آورد و آذربایجان قبل از هر دیاری در برابر ارتجاع و امپریالیسم قد عمل کرد.

حرکات ملی مردم آذربایجان همانند سایر جنبش های دموکراتیک با توجه به شرایط تاریخی، زمانی و جغرافیایی، نمی توانست عاری از نقص و به دور از لغزش باشد. اما عمده نمودن اشتباهات و اختلافات درون جنبش ملی آذربایجان توسط شخصیت های وابسته به هیئت حاکمه و شیفتگان غرب و همچنین نادیده گرفتن تبعیض و تحقیر مردم آذربایجان و بالاخره قانونی جلوه دادن جنایات هولناک ارتش شاهنشاهی در آذربایجان، جز خوش خدمتی به مستبدین و تحکیم منافع آنها هیج حاصلی را در بر نداشت.
در مورد جبهه ی متحد ارتجاع و هجوم آن علیه دموکراسی و آزادی، پژوهشگر معاصر “رسول مهربان “از سازش برخی از احزاب و شخصیت های ملی با مرتجعین هیئت حاکمه و شخصیت های شیفته ی امریکا در ایجاد جنگ روانی علیه نهضت ملی آذربایجان می نویسد:اراجیف و افتراها و دروغ هایی که عبدالله مستوفی استاندار مکار و خشن آذربایجان، میر اشرفی مدیر روزنامه‍ی آتش، سید ضیاءالدین طباطبایی مدیر روزنامه‍ی ” رعد امروز”، مسعودی موسس روزنامه‍ی اطلاعات علیه جنبش دموکراتیک مردم آذربایجان قلم فرسایی ها نمودند تا چهره‍ ی ضداستثماری جنبش آذربایجان را مخدوش سازند همراه با هیاهویی که خلیل ملکی، قاسمی، انورخامه ای، دکتر اپریم و…..به راه انداختند با همه‍ ی اختلافات و تفاوت هایی که در قلم هایشان وجود داشت در نهایت در یک نقطه به هم رسیدند و آن وارونه جلوه دادن خصلت دموکراتیک جنبش ملی آذربایجان و مقابله با آرمانهای آزادیخواهانه و ضد استعماری بود .آنان نقش جنایت بار امپریالیسم امریکا و انگلیس و حامیان داخلیش را در زیر پوشش دود و غبار حاصله از هیجانات شووینیستی و ملی گرایی مخفی نمودند و جانفشانی ها و مبارزات خلقی بپاخاسته را به تجزیه طلبی و وطن فروشی متهم ساختند.حال آنکه همه ی اسناد و متون موجود در باره‍ ی نهضت ۲۱ آذر آذربایجان که اینک موجود است ….روشن می کند که جنبش ۲۱آذر تجزیه طلبی نبوده است بلکه در پی کسب حقوق مشروع و به دست آمده ی مردم آذربایجان در چهارچوب یک ایران مستقل و آباد و آزاد ..بود .
گوشه هایی از تاریخ معاصر ایران. رسول مهربان ص۸۷-۱۴۴-۱۴۸
آنگونه که در شماره های مختلف نشریات ” آذربایجان” ارگان رسمی فرقه و قیزیل صحیفه لر (صفحات زرین) آمده است، پیشه وری به وحدت و تمامیت ارضی ایران تاکید می کرد و اظهار می نمود که فرقه طرفدار جدی استقلال ایران هست و هیج وقت تجزیه ی آذربایجان را نخواسته و نخواهد خواست.: ما در ابتدا مبارزه را از وطن خودمان آذربایجان شروع می کنیم و اطمینان داریم که اصلاح و پیشرفت آذربایجان به اصلاح و پیشرفت ایران منجر خواهد شد و بدین ترتیب وطن عزیزمان از چنگال زورگویان و مرتجعین نجات خواهد یافت.”
پیشه وری مبارز آزادیخواه با سابقه‍ ی درخشان روزنامه نگاری و نویسندگی، پس از رد اعتبار نامه اش در انتخابات چهاردهم مجلس شورای ملی در دوره نخست وزیری علی سهیلی در سال ۱۳۲۲ به تبریز بازگشت وهمراه با فعالان نهضت مشروطیت، بازماندگان قیام خیابانی و لاهوتی و همچنین یاران پیشین خود فرقه دمکرات را بنیان نهاد.
فرقه توانست در مراحل آغازین فعالیت های خود شورای متحده ی کارگران، انجمن ها ی ملی و مردمی، سازمان های زنان و جوانان، شخصیت های آزادیخواه، بسیاری از روشنفکران، نویسندگان، شاعران و همچنین مهاجران را به سوی خویش جلب نماید..تعداد اعضای فرقه پس از صدور اعلامیه۲۴/۶/۱۲ به دویست هزار تن رسید.
پیشه وری در ۱۲شهریور ۱۳۲۴همراه با دو تن از فعالین سیاسی آذربایجان به نام های جعفر کاویان و دکتر سلام الله جاوید از بازماندگان قیام لاهوتی تأسیس فرقه‍ ی دموکرات آذربایجان را اعلام نمود.چندی بعد صادق پادگان و محمد بی ریا و حاج میرزا شبستری از دیگر مبارزین راه آزادی پیوستن خود را به فرقه اعلام نمودند.

نهضت دموکراتیک آذربایجان جزءجدایی ناپذیری از جنبش انقلابی مردم ایران بود که پس از سقوط دیکتاتوری رضاخان پدید آمد و بار دیگر آذربایجانی ها همانند جریانات انقلاب مشروطه و جنبش خیابانی به واسطه ی داشتن آگاهی و دلاوری های خود نقش پیشرو را ایفا نمودند. طوریکه وقتی برخی از روشنفکران   ضمن تایید خواسته های برحق فرقه در اعتراض به سران فرقه در عمده نمودن مسئله ملی و زبان از آنها خواستند در تعدیل خواسته های محلی خود بر آیند و در پیوند با سایر طبقات تحت ستم در ایران، علیه امپریالیسم و پایگاههای داخلی اش به مبارزه برخیزند تا پس از محو دیکتاتوری و استقرار آزادی در سراسر کشور به حقوق دموکراتیک ملی خود نائل آیند، پیشه وری پاسخ داد: آزادیخواهان ایران مطمئن باشند که آذربایجان آنها را ترک نکرده است و در مبارزه آنها را تنها نخواهد گذاشت.
ارس  شماره ۱۲۹–۲۴/۷/۱۸    و آذربایجان شماره ی ۱۶
فرقه با بهره گیری از استعدادهای درخشان انسان های با وجدان و شایسته، اصلاحات وسیع و گسترده ای را آغاز نمود. با استناد به نوشته های ریچارد کاتم و جان فوران اصلاحاتی که توسط فرقه‍ ی دمکرات در عرض یکسال( ۱۹۴۶-۱۹۴۵) در آذربایجان صورت پذیرفت بیشتر از کارهایی است که در دوران بیست ساله‍ی حاکمیت رضاشاه انجام گرفته است.

جان فوران. تاریخ تحولات اجتماعی ایران. احمد تدین ص۴۱۱

کنسول انگلیس نیز در گزارشی از سفری که به تبریز داشت نوشت:حکومت ایالتی چیزی چالاک تر، کاراتر و بس نیرومندتر از حکومت فارس هاست ….افراد دموکرات خیلی با کفایت تر از مأمورانی هستند که در گذشته از تهران اعزام می شدند.”ایران بین دو انقلاب. ابراهامیان. ص۳۷۴.
قاضی امریکایی ویلیام داگلاس نیز خدمات شایسته و باورنکردنی فرقه را در کتاب “سرزمین عجیب با مردمی مهربان” ستوده و اصلاحات فرقه را ارج نهاده است.

گذشته چراغ راه آینده است. جامی ص۳۳۳
وصدها پژوهشگر دیگر آن اصلاحات را در راستای منافع عموم مردم ستمدیده‍ی آذربایجان ارزیابی کرده و به نیکی از آنها یاد کرده اند.
یکی دیگر از اتهاماتی که فرقه با آن مواجه بود کفر ومذهب ستیزی بود. در این باره به استناد از آیت الله مجتهدی از خاطراتشان که می نویسند دموکرات ها در برخورد با مذهب و شعائر مذهبی حرکتی انجام ندادند” و نسبت به علماء و روحانیون، نهضت دموکرات بی طرف بوده و تا حال این بی طرفی محفوظ مانده است. ” بحران آذربایجان سال های ۱۳۲۴-۱۳۲۵ ش.خاطرات مرحوم آیت الله میرزا عبدلله مجتهدی. به کوشش رسول جعفریان ص۲۲۳

از آنجا که موفقیت ها و تحکیم قدرت فرقه در آذربایجان برای رژیم شاهنشاهی جز تجزیه ی ایران معنایی دیگر نداشت، حکومت مرکزی با حمایت و پشیبانی دولتهای قدرتمند امریکا و انگلیس در تلاشی مضاعف برای نابودی نهضت آذربایجان به تلاشهای وسیعی دست زد.
تاریخ کمبریج بی تجربگی و تزلزل شخصیت رضاشاه و موقعیت وی را در این برهه از تاریخ ایران، به موقعیت احمد شاه قاجار جوان در دوران جنگ جهانی اول تشبیه کرده است که در قبال آنهمه بی ثباتی سیاسی و بحران های حاکم بر اوضاع و احوال جامعه با سرگرم شدن در تفریحات و عیاشی، واکنش نشان می داد.

تاریخ ایران کمبریج جلد ۷قسمت سوم ـص۵۶
محمد رضاشاه فاقد توانمندی های لازم برای بهبود بخشیدن به آشفتگی ها و بحران های کشور بود و ملتسمانه از سیاستمداران داخلی و خارجی برای حل مسئله آذربایجان کمک می طلبید.او از فرط خشم و ناتوانی اظهار می کرد که “از دست دادن آذربایجان همانند از دست دادن یکی از بازوانم خواهد بود.

خاطرات اشرف پهلوی. ص۱۳۰
در این دوره دولت صدر و پس از او ابراهیم حکیمی یکی پس از دیگری از حل مسئله آذربایجان عاجز شده و احمد قوام چهره ی قوی و کهنه کار سیاست با سابقه‍ی سیاسی قبل از مشروطیت مجددا به نخست وزیری انتخاب شد. وی از اصل ۴ ترومن که جهت نفوذ در کشورهای عقب مانده و توسعه نیافته تحت پوشش یاری رساندن به آنها تدوین و طراحی شده بود، استقبال نموده راه را برای مداخلات امریکایی ها در امور ایران به عنوان رقیبی در مقابل انگلیس و شوروی باز گشود. او با ترفند های خاصی مأموریت سرکوب نهضت آذربایجان را بر عهده گرفت.
در روز ۲۱آذر ۱۳۲۵ قشون شاه که تحت سیطره ی مستشاران نظامی امریکا جرج -آلن و ژنرال شوارتسکف قرار داشت، به بهانه ی فراهم نمودن مقدمات انتخابات دوره ی پانزدهم مجلس شورای ملی در سه جناح یورش به آذربایجان را آغاز نمود.در آغاز از جانب فرقه صحبت از مقاومت و مبارزه تا پای جان مطرح بود. پیشه وری مردم را علیه نیروهای مرکزی فرا می خواند و شعار مرگ هست بازگشت نیست بر سر زبانها بود. اما پس از تشکیل جلسه‍ی اضطراری جهت اتخاذ تدابیر و تصمیمات لازم و جدید، پیشه وری و چند تن از دیگر اعضاء کمیته ی مرکزی که به مقابله‍ی جنگی تاکید می ورزیدند در اقلیت قرار گرفتند. پیشه وری به ناچار استعفا داد و محمد بی ریا به عنوان رهبر فرقه انتخاب شد.
سران فرقه طی ارسال تلگرامی به شاه و قوام شهرهای آذربایجان را در برابر ارتش شاهنشاهی بلا دفاع اعلام نمودند..و…..    جنایات موحش و تبهکاری های بیرحمانه آغاز شد. این روز از طرف حکومت مرکزی روز ارتش ایران و روز نجات آذربایجان نامیده شد. به اراذل، چاقو کشان، فواحش ،نویسندگان و روزنامه نویسان مزدور که با قلم های گمراه کننده ی خود در لاپوشانی جنایات شرم آور و ننگین رژیم شاهنشاهی در آذربایجان از هیچ کوششی دریغ نورزیدند و در مدح و ثنای قامت های رشید سربازان جوانمرد دولتی قلم فرسایی ها نمودند نشان و مدال هایی اهداء گردید و برخی از آنها به درجات عالی نائل آمدند.

به موجب آمار دادستان ارتش تعداد ۲۵۰۰نفر در دادگاه های صحرایی به اعدام و تعداد ۸ هزار نفر به حبس های طویل المدت محکوم شدند.بیش از ۲۰ هزار تن بدون محاکمه شهید شدند. ۳۶ هزار تن به جهنم بدرآباد و شهرهای دور تبعید گردیدند. هفتاد هزار تن به شوروی پناه برده و دهها هزار نفر به شهر های دیگر مهاجرت کردند……..

نگاهی به وقایع سالهای ۱۳۲۴-۱۳۲۵ آذربایجان ص۴۴بهزاد بهزادی
البته آمار و ارقام کشته شدگان حوادث آذربایجان در سال ۱۳۲۵ در منابع رسمی و غیر رسمی متفاوت گزارش شده است.با همه تفاوت های موجود آنچه واقعیت دارد پایان فاجعه آمیز حرکات ملی دموکراتیک در آذربایجان بود که قتل هزاران تن از فرزندان راستین میهن را در بر داشت. آنان شگفت زده از کار سیاستمداران، بی دفاع و بی پناه زیر آماج حملات و توطئه های دشمنان داخلی و خارجی قرار گرفتند و جان سپردند.
از میان زندانیان اعدام شده نام فریدون ابراهیمی به عنوان مظهر مقاومت بر سر زبانها جاری است. و از میان زندانیان دموکرات صفر قهرمانیان را می توان نام برد که به دژخیمان پهلوی سر خم نکرد و ۳۲ سال را در زندان های مخوف بسر برد.”وی ازاسفند ماه ۱۳۲۷ تا آبان ۱۳۵۷به مدت سی سال در زندان های مختلف ایران و قبل از آن از آذر ۱۳۲۵تا۱۳۲۷ یعنی در حدود دو سال در زندان های عراق زندانی بود.
خاطرات صفر خان … گفتگو با علی اشرف درویشیان

برخی از شاهدان زنده ی فجایع آذربایجان هنوز با یادآوری رویدادهای تلخ و تأسف بر انگیز آن دوره همچنان در بهت و حیرت فرو می روند و نمی توانند توجیهات برخی سیاستمداران و صاحب نظران را در تلاش برای پاسخگویی منطقی به عدم مقاومت فرقه در مقابل آن همه یورش های ددمنشانه ی رژیم پهلوی بپذیرندو می گویند:
چرا برخی از رهبران نهضت پس از عمری مبارزه نتوانستند از شرف و حیثیت آذربایحان دفاع نمایند؟
گوموشو پئنجک ،آجیلی، شیرینلی خاطره لر. کت نقره ای. هاشم طرلان ص۵۳۷-۴۷۳

اینکه در صحنه ی بین المللی ،جبهه ی جهانی ضد شوروی شدت گرفته بود و محافل جنگ طلب جهانی فضای سیاست بین المللی   را تیره و تار ساخته بود شبهه ای وجود ندارد. چرچیل و ترومن به صراحت اعلام نمودند که بایستی نیروهایشان را برای مقابله و سرکوب شوروی متمرکز گردانند.مسئله آذربایجان به سازمان ملل متحد کشانیده شد و ترومن با در دست داشتن برگ برنده‍ ی اتمی شوروی را تهدید می کرد.او با اولتیماتوم به استالین از وی خواست تا هرچه زودتر ارتش سرخ را از ایران فرا خواند.”در ۱۹۴۶ من مجبور شدم اولتیماتومی به نخست وزیر اتحاد جماهیر شوروی فرستاده از او تقاضا کنم که مقررات پیمان سه گانه را رعایت نماید…. دولت امریکا در وضعی بود که می توانست با چنین وضعی مقابله نماید.

مصاحبه ی مطبوعاتی ترومن با روزنامه نگاران در آوریل ۱۹۵۲  ..خاطرات سیاسی خلیل ملکی ص۳۳۳
شوروی که در جنگ ۲۳ میلیون کشته داده بود، با مشاهده‍ی شدت یافتن بحران و وخامت اوضاع جهانی و با وحود ۲۰میلیون زخمی باقیمانده از جنگ جهانی دوم، همچنین تحریمهای سیاسی و اقتصادی امپریالیسم جهانی ناچار تن به مصالحه داد.اما این امر توجیه قابل پذیرش و دلیل موجهی نیست که عملکردها و سیاست های نا متنا سب    شوروی در حوادث آذربایجان و عدم درک صحیح فرقه از موازنه ی قدرتهای بین المللی و سیاست های پشت پرده‍ی کرملین نادیده انگاشته شود و مبارزات خلقی بپاخاسته در راه کسب آزادی و ترقی به جهت منافع ملت دیگر تباه و قربانی گردد.
توطئه های ارتجاعی قوام و اعمال ددمنشانه ی رژیم پهلوی در آذربایجان به قصد کشانیدن پرده ی آهنین بر حیات اجتماعی و سیاسی مردم آذربایجان ، نتوانست ساکنان بیدار دل این دیار را از صحنه ی اصلی سیاست حذف گرداند، بالعکس آنان با ایده های نو و نگرشی جدید مسائل و مشکلات آذربایجان را مورد تحلیل و بررسی قرار دادند و در ارزیابی از عملکردهای فرقه با در نظر گرفتن اشتباهات و نقاط ضعف و قوتشان، در راه وحدت و همگامی با سایر سازمان ها و تشکل های مردمی در سراسر کشور گام بر داشتند.
رویدادهای مزبور بار دیگر بر همه روشن بینان اثبات کرد که تنها در راستای حرکات انقلابی مستقل، بدون اتکاء به نیروهای خارجی و در سایه ی وحدت همه ی نیروهای آزادیخواه و دموکراتیک که نیازهای واقعی مردم الهام بخش حرکت های آنهاست، آزادی معنا پیدا می کندو تضمینی برای رهایی از سلطه ی استبداد و استعمار بوجود میآورد.
آنان یک بار دیگر جمله ی معروف متفکر و روشنگر آذربایجانی، شیخ محمد خیابانی را در خاطره هایشان زنده ساختند که می گفت “ما مکرر دیده ایم که آزادی را در این مملکت به دست اجانب بر هم زده اند ـایران را ایرانی باید آزاد کند.


بخش: تاریخ | چاپ چاپ | بدون نظر
 


نظریزی یازین / ارسال نظر