درس هائی از قیام دی ماه اخیر

دنیز ایشچی

Bildergebnis für ‫قیام دی ماه 96‬‎خیزش مردم بسرعت از خواسته های صنفی و اقتصادی به شعار های سیاسی فرا روئید. این شعارها اگر چه در زمینه های اقتصادی تمامی فساد و اختلاس های حکومتی را افشا میکرد، بلکه بر پایه خواسته های عدالت طلبی اقتصادی نیز استوار بود. شعارها ی سیاسی نه فقط تک تک جناح های مختلف حکومتی را زیر ضربه میبرد، بلکه به سرعت به نفی کلیت نظام جمهوری اسلامی ایران فرا روئید.قبل از اینکه به اصل صحبت بپردازیم، باید به این موضوع اشاره بکنم که هیچ کدام از جریان های چپ در ایران نمیتوانند خود را در حبابی جدا شده از صف بندی های بین المللی محبوس کرده و به نقش فعال اقتصادی، سیاسی و امنیتی این صف بندی ها در منطقه و ایران بی اعتنا باشند. خیلی ها جهت گریز از رو در روئی با واقعیت صف بندی های بین المللی عملکردی دولت های چین ، آمریکا ، روسیه ، انگلستان و دولت های غربی دیگر، خیال خود را به نحوی راحت کرده و به یک جا همه آنها را در صف دشمنان مردم ایران قرار داده و با چوب امپریالیسم میکوبند. تعدادی دیگر با نگاهی کاملا بی اعتنا به این مساله از کنار آن رد شده و میگذرند، انگار که عامل خارجی نسبت به تحولات درون ایران بی تفاوت بوده و هیچ توجهی به آن ندارد. فقط کافی است به نقش این کشورها در افغانستان، عراق، سوریه ، پاکستان، عربستان و غیره نگاه کرد و این مساله را زیر نظر داشت که کدامیک از این دولت ها حاضر میباشد علاوه بر دخالت مستقیم و غیر مستقیم، صدها میلیارد دلار بر روی “پروژه های منطقه ای هزینه کرده و اگر اراده کرد دست به کشتار صدها هزار نفر و ویرانی یک کشور بزند. کدام یک از این دولت ها آماده است تا دست در دست ” اپوزیسیون ویژه داخلی” تحت حمایت خود به میدان آمده و “پروژه” ویژه خویش را از طریق تشکیل حکومت در تبعید دست نشانده خود پیاده نماید. نقش کدامیک از این دولت ها را در مقیاس بین المللی میشود عمدتا تهاجمی، ویرانگر و غارتگر و کدام یکی را عمدتا تدافعی ارزیابی کرد. حال نگاهی به درس هائی که از قیام سرتاسری دیماه میشود آموخت بیاندازیم.

یک- شاخصه های خیزش مردم. خیزش مردم بسرعت از خواسته های صنفی و اقتصادی به شعار های سیاسی فرا روئید. این شعارها اگر چه در زمینه های اقتصادی تمامی فساد و اختلاس های حکومتی را افشا میکرد، نمایندگان دولت جمهوری اسلامی یاران را به آلت تمسخر و بی اعتباری در هر منزل، محل کار و کوی و برزنی تبدیل کرده بود، بلکه بر پایه خواسته های عدالت طلبی اقتصادی نیز استوار بود. شعارها ی سیاسی نه فقط تک تک جناح های مختلف حکومتی را زیر ضربه میبرد، بلکه به سرعت به نفی کلیت نظام جمهوری اسلامی ایران فرا روئید. شعارهای سیاسی خواهان آزادی زندانیان سیاسی، برگزاری رفراندم جهت جایگزینی این حکومت با حکومتی آلترناتیو دموکراتیک بود. این تظاهرات به هیچکدام از جناح های حکومتی وابسته نبوده و از هیچکدام سازمان سیاسی اپوزیسیون حمایت نمیکرد. استقلال آن از سازمان های سیاسی، خود جوش بودن این جنبش ، استفاده آن از رسانه های اینترنتی، ریزش ترس نسل خیابان و مضمون کاملا سیاسی و تحول گرایانه شعارهای خیابان در شرایطی که در خیلی موارد شعارهای خیابان از شعارهای سازمان های سیاسی اپوزیسیون رادیکال تر هم تحول گرانه تر بود، از جمله ویژگیهای جنبش مردمی بودند. این جنبش پایه های استاندارد ارزشی نوینی برجای گذاشته است که همگان باید ارزش های سیاسی استراتژیک و برنامه ای خود را بر پایه های بالاتر از آن پایه ریزی کنند.

دو – یکی دیگر از ویژگیهای این جنبش عملکرد مستقل و برجسته پان ایرانیستهای سلطنت طلب، در خارج از ایران بود. این جریان در مقیاس خارج از ایران بصورتی کاملا مستقل از جریان های سیاسی دیگر به میدان آمد. کم تجربگی سیاسی آنها نشان داد که آنها در چنین گمانی بودند که بزودی حکومت ایران سقوط می کند و آنها آلترناتیو راستین جایگزین می باشند. با چنین نگرشی بود که از یک طرف با بی اعتناعی به دیگر نیروهای اپوزیسیون سیاسی دیگر، خود را تنها آلترناتیو قدرتمند در مقابل جمهوری اسلامی ایران در نظر گرفته و از بقیه اپوزیسیون بصورت عمومی تقاضا میکردند که به صفوف آنها بپیوندند. آنها طوری عمل میکردند که چنین رسالتی دارند تا بر موج های جنبش مردمی سوار شده، راستای آن را بر اساس برنامه های تنگ نظرانه خویش تغییر داده و جدای از اینکه نیازهایی که مردم بخاطر آنها جانفشانی میکنند چه باشد، آنها به خود این حق را قائل بوده و هستند که برنامه و پلاتفورم مورد نظر خویش را پیاده بکنند. آنها بصورت همزمان، به فعالیت های لابیگری دیپلماتیک گسترده ای در تماس با سناتورها و مقامات ارشد آمریکائی جهت جلب حمایت و پشتیبانی آنها ادامه می دادند. آنها از حمایت شبکه های تبلیغاتی غربی هم به میزان قابل توجهی برخوردار بودند. گرچه آنها در درون ایران و میان نسل های جوان بعد از انقلاب چندان پایگاهی ندارند، اما این دلیل نمیشود که قابلیت این را نداشته باشند تا در “پروژه آلترناتیو سازی آمریکائی” برای ایران نقش اصلی و اول مورد حمایت آمریکا را عهده دار نباشند.

سه – اپوزیسیون چپ ایران بطور عمده در مقابل سرعت، وسعت و عمق این جنبش غافلگیر شد. من در یکی از نوشته های چند ماه پیش خویش نوشتم که بخاطر بن بست چپ سنتی ایران در پاسخگوئی به مسئولیت تاریخی خویش، نسل نوینی از جوانان چپ و طرفدار سوسیالیسم بر پایه نفی چپ سنتی میتواند به میدان بیایند. اعلامیه اولین گروه هواداران سازمان فدائیان اکثریت در داخل که از نسل نیروی سوم صحبت به عمل آورده و راهکار سومی را به میدان میکشد، یا جوانان سوسیالیست و کمونیست ایرانی که به مراسم سالگرد روزا لوگزامبورگ و کارل لیبکنخت آمده و بصورت مستقیم و مستقل از سازمان های سیاسی دیگر شعارهای رادیکال خویش را میدهند، از چنین نسلی سخن میگوید که در تلاش میباشد تا آلترناتیو نوینی ارائه داده و راهکارهای چپ سنتی را به چالش بکشد.

بخشی از چپ سنتی دگم ایران که نظریه های آنها در زمینه سلبی بر پایه های شعارهای “مرگ بر” مبتنی بوده و در زمینه “زنده باد” چیزی برای گفتن ندارد، عمدتا در خارج از ایران عرصه مناسبی برای دادن شعارهای افراطی خویش یافته و دق دلی های خویش را خالی کردند. بخش عمده چپ مسئول و دموکرات که هنوز نتوانسته اند زیر یک چتر واحدی گرد بیایند، بخاطر نداشتن استراتژی شفاف و مشخص آلترناتیو سیاسی، بصورت سردرگم شده ای بسرعت سعی میکردند تا از جنبش های مردمی عقب نمانده و خود را با آن همنوا نموده و از آن ها حمایت نمایند. گرچه این در جای خود حرکتی درست و قابل قدردانی می باشد، اما مشکل بر سر همان نداشتن استراتژی شفاف آلترناتیو در مقابل جمهوری اسلامی ایران می باشد. جنبش اخیر مردمی ثابت کرد که استراتژی حمایت اصلاح گرانه از بخش های ویژه حکومتی جمهوری اسلامی ایران یک استراتژی ورشکسته ای می باشد. خیزش مردم نه تنها اصلاح طلبان حکومتی را هم نفی میکرد، بلکه صف بندی های سیاسی قدرتمندی بر پایه های نفی کلیت نظام جمهوری اسلامی ایران به میدان سیاسی آمده اند که جناح بندی های قدرتمندی را تشکیل میدهند که بصورت شفاف تری در مقابل مردم قرار میگیرند. در مقایسه با چنین آلترناتیو هایی، حمایت از برگ های سوخته سیاسی اصلاح طلبان، غیر از مالیدن سیاهی لکه های سوختگی آنها بر پیشانی خویش، چیز دیگری نیست.

شعار آلترناتیو جایگزین نیروی چپ دموکرات نه برگزاری یک رفراندم گنگ نا معلوم و غیر شفاف توسط خود جمهوری اسلامی ایران، بلکه تشکیل جمهوری فدرال دموکراتیک مردم ایران توسط خود مردم و نهادهای مردمی غیر وابسته به دولتی میباشد که از درون خیزش مردمی، انتخابات ازاد و یا رفراندمی شفاف میتواند شکل بگیرد. شعار آلترناتیو چپ دموکرات میتواند “زنده باد جمهوری فدرال و دموکراتیک ایران” باشد.

چهار – هر جنبش مردمی به دنبال خیزش خود، با سرکوب و خفقان روبرو میشود. دستگیری های صدها، بلکه هزاران جوان رزمنده شامل روشنفکران و دانشجویان شاهد نمونه این سیاست میباشد. کشته شدن چند نفر در زندان، زنگ خطری برای ادامه این روند و ایجاد خوف و ترس میان تمامی مردم کشور می باشد.. شعار آزادی زندانیان سیاسی از این نظر در کنار بسط اعتصابات و اعتراضات سیاسی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار می باشد. شاید سانحه انفجار و غرق کشتی سانچی در شرایطی که هاله ای از ابهام دور و بر این قضیه را گرفته است، به مثابه انفجار ساختمان پلاسکو بطور مستقیم یا غیر مستقیم عملا وسیله ای شد در راه ایجاد شوک عظیم در جامعه و گمراه کردن مسیر فکری مردم از مسائل مربوط به تظاهرات به سمت فاجعه انفجار ساچی می باشد. جنگ تبلیغاتی، جنگ روانی توام با ایجاد خوف و وحشت همزمان با سرکوب و زندانی کردن و سپس رفتن سراغ آنهائی که بخاطر نقش ویژه شان در تظاهرات شناخته شده اند یا میشوند، از ویژگیهای دوران سرکوب می باشد. باید نه تنها به حمایت از خواسته های مردم ادامه داد، بلکه از اشکال دیگر اعتراضی مردم از قبیل تظاهرات و اعتصابات و افشاگری های لازم باید حمایت کرد. در این اثنا شعار خواستار آزادی زندانیان سیاسی شدن از اهمیت ویژه و برجسته ای برخوردار می باشد.

پنج – حمایت مستقیم و غیر مستقیم آمریکا و غرب از سلطنت طلبان از ویژگیهای دیگر این جنبش بود. این جریان به کمک ایزارهای تبلیغاتی خویش و عمدتا در خارج از ایران تلاش کرد تا اینطور جلوه دهد که نه تنها بر امواج جنبش مردمی سوار می باشد، بلکه خود را آلترناتیو رسمی و قانونی سیاسی جایگزین جمهوری اسلامی ایران وانمود نموده و از دیگران بخواهد تا آنها زیر پرچم آرمان ها و برنامه ها و سیاست های استراتزیک انها گرد بیایند.

جهانی شدن عرصه عملکردی سرمایه های مالی نفتی نظامی موجب گردیده است تا غرب و در راس آن آمریکا به اقدامات تهاجمی امنیتی غیر قابل تصوری دست بزند. اخیرا گزارشی در مورد کمپ نظامی همفری آمریکا در کره جنوبی نشان میداد که این کمپ از بیش بیست و پنج هزار سنکه نظامی تشکیل میگردد که قرار است به حدود چهل و شش هزار نفر افزایش یابد. این کمپ نظامی آمریکائی در داخل کره جنوبی برای خود فروشگاهها، مدارس، رستوران ها و تاسیسات ویژه یک شهر کوچک آمریکائی را دارا میباشد. این در شرایطی می باشد که آمریکا در آسیای جنوب شرقی کمپ های نظامی مشابهی در اوکیناوای ژاپن، فیلی پین، استرالیا، جزیره گوام و چندین جای دیگر دارد. در منطقه اقیانوس هند و خاورمیانه هم به همان صورت. در قلب اروپا در حدود دهها هزار نفر نیروی نظامی آمریکائی ساکن می باشند که گاها هزینه خیلی از آنها را کشور میزبان می پردازد.

باید واقعیت نقش قلدری، تهاجمی توسعه گرانه و گاه جنگ طلبان و ویران گرانه چنین حضور نظامی آمریکا نماینده هارترین بخش سرمایه مالی نفتی نظامی در این مناطق اذعان کرد و اگر دولت هائی در مقابل چنین نقش ویران گرایانه ای در عرصه بین المللی ایستادگی کرده و نقشی دفاعی، افشاگرانه و خنثی گرانه ایفا میکنند، بین انها تفاوت قائل شد و چنین تضاد آشکاری را مشاهده کرد. آنهائی که با آگاهی به چنین ویژگیهای آمریکا در عرصه بین المللی خود را به آن چسبانده و از طریق پیاده کردن پروژه های منطقه ای آمریکا این انتظار را دارند که در آینده آمریکا ساخته ایران برای آنها جایگاهی ویژه ای فراهم خواهد بود، دو تا علت میتوان یافت. یکی اینکه آنها با اتکا به سیاست ماکیاولیستی خود را به نیروی ابرقدرت نظامی می چسبانند تا تنها از طریق پیاده کردن پروژه آنها در امان بوده و خود به قدرت برسند، حالا به چه قیمتی برای مردم تمام میشود برای آنها مطرح نیست. بعضی از احزاب ناسیونالیستی ملیت های داخل ایران هم چنین استراتژی سیاسی بیماری را در سر می پرورانند.

علت دوم، مشکل ارزشی و آرمانی این نیروهای سیاسی می باشد. آنها مشکلی با نقش ویران گرایانه، کشتار آفرین و غارتگرایانه کشور متهاجمی مثل آمریکا ندارند، پس معلوم میشود خود اینها از نظر باورمندی به ارزش های آزادی و دموکراسی و حقوق بشر و پایبندی به حقوق مردم و برپائی حکومتی بر پایه قانون مشکلات جدی دارند. این جریان های سیاسی دلشان به حال مردم عادی ایران نمیسوزد، بلکه آنها فقط به فکر چگونگی بر سر کار آمدن خویش میباشند. این نیروها فقط قادر خواهند بود یک دیکتاتوری را با دیکتاتوری نوین و یک مافیای قدرت را با مافیای جدیدی جایگزین بکنند.

دنیز ایشچی ۱۹-۰۱-۲۰۱۸


بخش: متفرقه | چاپ چاپ | بدون نظر
 


نظریزی یازین / ارسال نظر