فیلم کوتاه ” خانه سیاه است “درباره جذام‌خانه بابا باغی تبریز

اثر فروغ فرخزاد

خانه سیاه است نام یک فیلم مستند است که فروغ فرخزاد در دهه ۱۳۴۰ درباره جذام‌خانه بابا باغی نزدیک تبریز ساخته‌است. این فیلم به سفارش انجمن کمک به جذامیان در شرکت گلستان‌فیلم ساخته شده‌است. این فیلم مستند، برنده جایزه فستیوال اوبرهازن شد و به عنوان یکی از بهترین آثار مستند سینمایی تاریخ ایران شناخته شده است.

برای دیدن فیلم خانه سیاه است اینجا را کلیک کنید

خود فروغ گفته بود: برایم جالب بود. بیشترین چیزی که در آنجا دیدم آینه بود .

در اوایل سال ۱۳۴۱ از طرف مسئولان موسسه روزنامه کیهان به «سازمان فیلم گلستان» سفارش می شود که از افتتاح بیمارستانی در مشهد و هم چنین درباره وضع بیماران جذامی گزارش مصوری تهیه کند.
گلستان برادرش را با یک دستیار به مشهد می فرستد،و پس از بازگشت او با دیدن « راش» ها به صرافت می افتد تا فیلم مستندی درباره جذامی ها بسازد. در آن ایام «سازمان فیلم گلستان» در اوج فعالیت های سینمایی خود بود و گلستان ترجیح می داد که کسی غیر از خودش فیلم پیشنهاد شده را بسازد،به ویژه این که قرار بود فیلم در خارج از تهران ،در تبریز،ساخته شود.
در آن زمان مناسبترین آدم برای ساختن فیلم فروغ فرخ زاد بود. در تابستان ۱۳۴۱ فروغ سفر مقدماتی خود را به تبریز ، برای آشنایی با وضع جذامیان «باباداغی» و محیط زندگی آنها ، آغاز می کند. فروغ و پنج نفر از همکارنشدر مهر ماه همان سال وارد باغ جذام خانه در حومه شهر تبریز می شوند و این بار تنها کسی که از دیدن جذامیان به وحشت نمی افتد خود او است.
به سفارش دکتر راجی و رییس بهداری جذام خانه دو اتاق در مجاورت بهداری در اختیار آنها می گذارند هم برای نگه داری وسایل فیلم برداری و هم برای استراحت و خواب اعضای گروه. دکتر راجی و رییس بهداری، که ظاهرا آدمی به شدت وسواسی بوده است اطمینان داده بودند که راه سرایت جذام مستقیم است و نه با واسطه، اما اعضای گروه به جز فروغ ، با کراهت و اشمئزار دوازده شبانه روز کشدار و ملال آور را در آن «خانه سیاه» و جذام زده تاب می آورند.فروغ هیچگونه طرح و مدر«دکوپاژ» شده ای همراه نداشته است. او و عضای گروهش دو روز اول را به مطالعه در احوال و قیافه جذامیان می گذرانند تا به الهام از محیط زندگی آنها عناصر فیلم ، یا به تعبیر فروغ « شعر سینمایی»،خود را بپردازند.
در همان شب اول ورودشان به بابا باغی در مراسم عروسی یک زوج جوان جذامی شرکت می کنند، و فروغ در محفل شادمانه آنها دست افشانی می کند. او برای خوش آمد یک زن و دختر جذامی انگشتر و گردنبند خود رامی بخشد و حتی ابا ندارد که به سر و رو و زخمشان دست بکشد. به این ترتیب در سومین روز اقامت گروه ، بی آنکه هنوز به طرح کامل و مشخصی دست پیا کرده باشند شروع به گرفتن نماهایی از فضای جذام خانه می کنند. از نظر فروغ هر نمایی که گرفته می شود، مانند شعر،گونه ای «راه بیان» است که باید از «ارزش نسبی برخوردار باشد».
در حقیقت می توان گفت که خانه سیاه است نخستین آزمایش فروغ در تلاقی سینما و شعر است؛و این فیلم نماینده برخورد شاعرانه او با سینما است. خانه سیاه است سینمایی است که شعر می شود یا سینمایی است که از شعر مایه می گیرد.خانه سیاه است فیلمی تلخ «وحشتناک» درباره زندگی آدم هایی است که «همه خصوصیات و احساسات یک انسان را دارند،اما از چهره انسانی محروم اند». فروغ کوشیده است این «محرومیت » ، یا «تراژدی» زندگی جذامیان، را به صورتی برهنه و خالص به تصویر درآورد،بی آنکه خواسته باشد به تلخی و سیاهی طبیعی آن چیزی بیافزاید.
فروغ جز هنرمندانی نیست که با تراژدی های زندگی از نظرگاه دور دستی می نگردند، و کنار می ایستند و در آرامش می اندیشند. پیدا است که او خانه سیاه است،و نیز اشعارش،را از سر فراغت نساخته است، و بدیهه و بدعت،یا جوشش طبع و درزندگی او،در اثرش محسوس است. او عقیده نداشت که هنرمند می تواند هنرش را از خودش جدا کند،و «شاعر بودن» را فقط به معنای شاعر بودن در تمام لحظه های زندگی می دانست.
خانه سیاه است نخستین بار در سی ام بهمن ۱۳۴۱ در هشتاد و دومین جلسه «کانون فیلم» به همراه سه فیلم کوتاه خانم بوده خندان (ژرمن دولاک،۱۹۲۲) ، واقعه (کلو داوتان لارا،۱۹۲۳) و بازگشت به عقل(من ری ، ۱۹۲۳) به نمایش در آمد. فروغ و گلستان،کارگردان و تهیه کننده فیلم،که در جلسه حضور داشتند،پس از نمایش فیلم به پرسش های بینندگان پاسخ دادند.پس از نمایش خانه سیاه است در «کانون فیلم» ابراهیم گلستان، درمقام تهیه کننده فیلم را به شانزدهمین جشنواره بین المللی فیلم کن (مه ۱۹۶۳/ اردیبهشت ۱۳۴۲) می فرستد تا در بخش مسابقه نمایش داده شود.
اما وقتی فیملم پذیرفته می شود گلستان تلگرافی به دبیرخانه جشنواره می فرستد و درخواست خود را برای نمایش فیلم در بخش مسابقه جشنواره پس می خواند.مسئولان جشنواره کن در تلگرافی به تاریخ چهاردهم مه ۱۹۶۳ به «سازمان فیلم گلستان» اعلام می دارند که با درخواست آنها موافقت می نماید،به این ترتیب خانه سیاه است از بخش مسابقه جشنواره کن حذف می شود.اما پس از آن تهیه کننده و سازنده خانه سیاه است برای شرکت در دهمین جشنواره بین المللی فیلم «اوبرهاوزن» (آلمان غربی) اعلام آمادگی می کند، و فیلم در بخش مسابقه جشنواره شرکت می کند و به عنوان بهترین فیلم مستند انتخاب می شود.
این جایزه،چنان که انتظار می رفت،سازنده فیلم را ذوق زده نمی کند. فروغ گفته است: راستش اصلا قضیه برایم بی تفاوت بود. من لذتی را که باید می بردم از کار برده بودم؛ممکن است یک عروسک هم به من جایزه بدهند. عروسک چه معنی دارد؟ جایزه هم یک عروسک است. مهم این است که من به کارم اطمینان داشته باشم و احصاص رضایت بکنم حالا اگر تمام مردم دنیا هم جمع بشوند و مثلا تخم مرغ گندیده به من بزنند،مهم نیست.
اگر این اطمینان و رضایت شخصی نباشد،تمام جایزه های فستیوال های دنیا را هم که توی سینی بریزند و برایم بیاورند ارزش ندارد.فروغ پس از ساختن خانه سیاه است علاوه بر ساختن فیلم تبلیغی کوتاهی درباره روزنامه کیهان در فیلم خشت و آینه،ساخته ابراهیم گلستان،در دو صحنه کوتاه ظاهر شد.
فروغ در دی ماه ۱۳۴۲ در نمایشنامه شش شخصیت در جستجوی نویسنده،نوشته لوییجی پیراندللو ، به ترجمه و کارگردانی پری صابری،در کنار مسعود فقیه ، پرویز فنی زاده ، پرویز پورحسینی و شهلا هیربد بازی کرد. این نمایش نخستین بار در روز پنجشنبه ۱۹ دی برای خبرنگاران و نویسندگان مطبوعات در «انجمن فرهنگی ایران و ایتالیا» اجرا شد.ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۴ به «جشنواره سینمای مولف» در پزاروی ایتالیا دعوت شد،و در آنجا با برناردو برتولوچی دیدار کرد. برتولوچی در آن ایام دستیار پیر پائولو پازولینی بود،شعر می سرود ، برای تلویزیون ایتالیا فیلم های مستند و کوتاه می ساخت، و در تدارکات ساختن فیلم مستند راه نفت برای یکی از شرکت های بزرگ نفتی بود. سال بعد فروغ به جشنواره پزارو دعوت شد،و خانه سیاه است او مورد تقدیر داوران جشنواره قرار گرفت.
پس از این جشنواره برتولوچی برای ساختن فیلم راه نفت به ایران می آید و به دلیل آشنایی اش با گلستان و تجربه ای که او در ساختن فیلم های مستند صنعتی و نفتی دارد به «سازمان فیلم گلستان» راه پیدا می کند. برتولوچی که همان سن و سال فروغ را دارد ، و به واسطه علایق مشترکشان به شعر و سینمای مستند گفتگویی به فروغ انجام می دهد که،ظاهرا فیلمبردار همراه برتولوچی بخش هایی از این گفتگو را ضبط و فیلمبرداری می کند. این تصاویر هیچگاه در ایران نشان داده نشدند،و ظاهرا باید یکی از طرح های بی فرجام برتالوچی برای تلویزیون ایتالیا قلمداد شود .
با اختصار از  کتابخانه نیما


بخش: موزیک و فیلم | چاپ چاپ | بدون نظر
 


نظریزی یازین / ارسال نظر