شباهنگ
راد
گرامی
باد اوّل ماه مه مظهر اراده
ی
مبارزاتی طبقه کارگر!
مارش عظیم میلیونها کارگر در سرتاسر جهان در اوّل ماه مه به صدا در
میآید. روزیکه کارگران با اتحادی یکپارچه و گسترده نظامهای
استثمارگرایانهی سرمایهداری را به چالش میکشند و با برگزاری
راهپیمائیها و کمپینهای با شکوه خواهان حقوق به غارت برده شدهی خود
میباشند. اوّل ماه مه روز همبستگی کارگران است. روز غرش طبقهای استکه
در زیر ماشینهای استثمار و چپاول مشتی زورگو، هستی و حیاتشان به تباهی
کشیده میشود. روزی استکه دنیا شاهد اعتراض انسانها و سازندگان اصلی هر
جوامعی بشریست؛ دنیایی که در آن ظلم و ستم بیداد میکند و فقر و هزاران
مصائب دستساز سرمایهداران چون بختکی خانمانبرانداز بر شانههای رنجور
آنان سنگینی میکند. حقیقتاً که این دنیای آنان نیست. دنیای تحمیل شدهای
استکه از جانب سرمایهداران جهانی بر کارگران و فرزندانشان روا میشود.
اوّل ماه مه روز اعتراض و عصیان رنجبران جهانیست.
بیش از یکقرن پیش یعنی در سال 1886 تظاهرات و اعتراض هزاران کارگر در
شهر شیگاگو توسط پلیس به خاک و خون کشیده شد و 4 تن از کارگران جان خود
را در راه تحقق خواستههایشان از دست دادند. بدنبالهی یورش وحشیانهی
پلیس و ارگانهای سرکوب، در روز 4 ماه مه تظاهرات گستردهتری توسط
کارگران در اعتراض به کُشتار همنوعانشان ترتیب داده شد و مزدوران
سرمایهداری با پرتاب بمبی به صفوف تظاهرکنندگان عدهای را کُشته و زخمی
و تعدادی دیگر را دستگیر مینمایند. در این میان یک پلیس, مدافعی نظام
سرمایهداری بهلاکت میرسد و حاکمان بدنبالهی آن دهها تن از کارگران و
رهبران اعتراضات کارگری را به بهانهی بر هم زدن نظم و امنیت جامعه
دستگیر و محکوم به مرگ مینمایند. سرمایهداری تنی چند از کارگران را به
جوخهی مرگ میسپارد تا بزعم خود بر نظم و امنیت سودجویان و استثمار
کنندگان خدشهای وارد نگردد!!
دادگاههای مدافعی سرمایه بر این تصور بودند که میتوانند کارگران را با
زور و سرکوب به عقب و تسلیم وادارند؛ امّا کارگران مبارز به میدان آمده
بودند تا قوانین ضد کارگری را به نبرد طلبند. بیهوده نبود که یکی از
کارگران مبارز در اعتراض به سیاستهای ضد کارگری و سرکوبگرایانهی جانیان
در دادگاه، با صدایی رسا اعلام داشتکه: "من تکرار میکنم که دشمن نظم
موجودم و تکرار میکنم که با تمام قدرت تا زمانیکه نفس در سینه دارم با
این نظم نبرد میکنم. من از شما متنفرم. از نظمتان بیزارم، از قوانین
شما، از اقتدار مستبدانه شما متنفرم. مرا بدین خاطر بدار بیآویزید".
بنابراین ایستادگی و مقاومت کارگران شیگاگو با روحیه و منافعی
سرمایهداران و موافقین نظم دلخواهی آنان در تناقض قرار گرفت و بر همین
مبنا دشمن نیروهای مسلح خود را به میدان فرستاد و به کُشتار کارگران
پرداخت. سرمایهداری کاملاً بر تنفر و انزجار معترضین و نمایندگانشان در
روزهای پر جوش و خروش ماه مه 1886 آگاه بود. میدانست که آنان از اقتدار
و استبداد حاکم بر جامعه و میادین کارگری بیزارند و خواهان تغییر بنیادی
قوانین کارفرمایان و سرمایهداراند. بر این اساس قهرمانانه در صفهای
چندین هزار نفره به خیابانها ریختند و خواهان به زیر کشیدن سلطه و خُرد
کردن ماشینهای استثمار از شنوئات زندگیشان گردیدند و با طرح شعارهایی
همچون "سرنگون باد تاج و تخت سرمایهداران حاکم"، "کارگران برای احقاق
حقوق خود مسلح شوید" و "زنده باد انقلاب سوسیالیستی" دشمن طبقاتی خود را
به نبرد فرا خواندند.
سرمایهدار از اتحاد و عزم کارگران به وحشت و تقلا افتاده بود و دامنهی
دستگیریها و سرکوبها را گسترش هر چه بیشتری بخشید؛ امّا کارگران بر
خلاف فضای سرکوب و بگیر و ببندها، راهِ به پیش را برگزیدند. در بستر
طغیانهای مبارزاتی کارگران علیهی قوانین استثمارگرایانهی سرمایهداران
بود که اوّل ماه مه به عنوان روز جهانی کارگر در تاریخ مبارزاتی کارگران
به ثبت رسید و هر ساله به پاس گرامیداشت این روز بزرگ و فراموش ناشدنی،
کارگران به میدان میآیند و تنفر و انزجار عمیق خود را بار دیگر و این
بار در ابعادی جهانی نسبت به ظلم و ستم سرمایهداران بنمایش میگذارند.
بیتردید از آنزمان تا کنون زندگی میلیونها کارگر در زیر سیطرهی
نظامهای سرمایهداری در سرتاسر جهان، روند قهقرائی را طی نموده و روز به
روز بر میزان استثمارشان افزوده میگردد. تلاش بیوقفه و فروش نیروی کار
در ازای حقوق ناچیز و بخور و نمیر و بعضاً عدم پرداخت آنها در کشورهائی
همچون ایران از جانب صاحبان تولیدی، بیانگر اوضاع بغایت دهشتناک زندگی
کارگران میباشد. روشن استکه اعمال کارفرمایان و سرمایهداران در همهی
قارهها با عریانی تمام بر این حقیقت صحه میگذارد که نظم و جهان واحد
سرمایهداری کارکرد یکسانی داشته و مترادف با استثمار و غارت است و
تأسفبارتر از آن اینکه در دنیای باصطلاح مدرن، پیشرفته و تعریف شدهی
امروزی، کودکان را هم در مقیاس غیر قابل باوری به نیروی کار جامعه تبدیل
نمودهاند. وجود میلیونها کودک کار و رشد تصاعدی آیندهسازان جامعه به
نیروی استثمار و چپاول، مرزهای سنی را در هم شکسته است و همه به عنوان
سودآوران مشتی حاکم و زورگو، تحت فشار و استثماراند.
در این میان و در دنیای نظم حاکم بر جهان، زندگی کارگران ایران هم در زیر
سلطهی رژیم دیکتاتور و خشن جمهوری اسلامی بسیار دردناک و وخیم میباشد.
عدم پرداخت حقوق کارگران، فقدان حداقل امکانات ایمنی و بهداشتی و
اخراجسازیهای بیرویه و غیره حکایت از اوضاع کاری و زیستی کارگران در
ایرانِ تحت سلطه دارد. بطور قطع نوع کاری و زندگی کارگران در سرتاسر جهان
در مسیری واحد به پیش میرود و کارگران ایران هم از حقوق ابتدائی و
اعتراض به اوضاع نابسامان خویش محروماند و پاسخشان زبان بریدن، زندان و
شکنجه از جانبِ ارگانهای متفاوت سرکوب میباشد . سالهاست که بر کارگران
ایران و در عرصههای متفاوت ستم روا میشود. در آمد ناچیزشانرا کاهش
میدهند، حقوقشانرا را نمیدهند، اخراجشان مینمایند، از نهادها و
انجمنهای حمایتی محروم میگردند؛ چرا که دشمن طبقاتی کارگران تا بُن
دندان مسلح است و فقط با زبان گلوله آشنائی دارد. نیازی به ارائهی فاکت
و ددمنشیهای رژیم جمهوری اسلامی در قبال اعتراضات کارگری نیست. جمهوری
اسلامی با هر نوع اعتراضی سر, ناسازگاری دارد و به کارگیری زور و خشونت
به جزء ذاتی نظام امپریالیستی حاکم بر ایران تبدیل گشته است؛ چرا که
مدافعی نظم موجود است و به یمن سرکوب قادر به ادامهی حیات میباشد.
بیلان کار نزدیک به سه دههی حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی در قبال اعتراضات
کارگری – تودهای گواهی بر این مدعاست.
حقیقتاً تا مادامیکه نظام امپریالیستی حاکم بر ایران با قدرت عملی و
تعرض سازمانیافتهی کارگران و نیروهای مبارز و عملگرا مواجه نگردد،
حیاتاش پایدار و قادر به کنترل و به انحراف کشاندن مبارزات خودجوش
اعتراضات کارگری است. تغییر چنین روند دائمی و یکنواخت، منوط به دگرگونی
بنیادی در روندِ تکراری و بیسرانجام نهفته میباشد. شکستن دور تسلسل
چندین دهه و پرش به جلو و خط فاصل کشیدن با هر نوع مبارزهی هزینهپرداز
که مدتهاست در غالب شکلهای رفرمیستی طرح میگردد، میتواند
چشماندازهای هر چه روشنتری را در مقابل کارگران قرار دهد. طبقهی کارگر
ایران در بستر چنین ریل و روشی قادر خواهد گردید تا به خواستههای
اولیهی خویش دست یابد. نظام حاکم بر ایران راهی به غیر از کار بست روش
غیر مسالمتآمیز در مقابل همهی ستمدیدگان و استثمار شوندگان قرار نداده
است. در پرتو چنین نظامی گفتمان و دیالوگ و یا اتخاذ روشهای مسالمتآمیز
به معنای بهرز بردن انرژی مبارزاتی کارگران و زحمتکشان تلقی میگردد. در
عمل به اثبات رسیده است که جمهوری اسلامی هیچ نهاد و ارگانی را به غیر از
نیروها و ارگانهای وابسته به خویش برسیمیت نمیشناسد. بنابراین با وجود
چنین واقعیتی از جانب مدافعین واقعی منافعی کارگران و زحمتکشان توهمی
در کار نیست.
ضمن گرامیداشت اوّل ماه مه، روز جهانی کارگر بر همهی مدافعین راه رهائی
و آزادیست تا با اتخاذ سیاستها و اسلوبهای دگرگونهساز، دشمن طبقاتی
کارگران را به چالش جدی کشند. اتحاد و انتخاب مسیر صحیح مبارزه و تعرضِ
عملی و مقابلهای از سوی نیروهای رادیکال میتواند زمینهساز هر چه
رادیکالیزهتر شدن اعتراضات کارگری ایران گردد و آنانرا در جهت تحقق
خواستههای پایمال شدهیشان رهنمون سازد. بدون شک تغییر در وضعیتِ زندگی
سراسر اسفبار کارگران و انجام وظایف انقلابی و مسئولانه از سوی همهی
جویندگان راه رهائی و آزادی، در گرو انتخاب چنین راه و مسیری نهفته
میباشد. تدارک، سازماندهی و اتحاد مدافعین نیروهای قهر انقلابی بمنظور
سر آغاز نبردی در هم کوبنده علیهی ارگانهای سرکوبگر رژیم جمهوری
اسلامی، بنوبهی خود میتواند پیش در آمدِ به چالش کشیدن سران حکومت از
تاج و تختشان گردد. جنبش کارگری ایران و همهی تودههای ستمدیده با
گذراندن در چنین پروسهای استکه میتوانند ریشهی دشمنان طبقاتی خود را
بسوزانند و پرچم و دنیای دلخواهی خود را در سطوح جامعه بر قرار نمایند.
8 اردیبهشت 1386
28 آپریل 2007
نسخه قابل چاپ